در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٨٣ - جبر و تفويض
مَن يشَاء وَيهْدِي مَن يشَاء[١]؛ خداوند هر كه را بخواهد گمراه و هر كه را بخواهد هدايت مىكند. حال چگونه ممكن است خداوندى كه براى هدايت و نجات بشر از هيچ چيزى فروگذارى نكرده در اينجا ضلالت را خود بر عهده گيرد و هر كه را بخواهد گمراه كند؟
بسيارى ديگر از آيات دال بر اين مطلب است و در واقع مؤيد براى جبرگرايان است، لذا آنان معتقدند كه در جهان هستى ما هيچ كارهايم (ولا موثر فى الوجود الا الله) و تنها مؤثر در عالم هستى خداوند است و لِّيهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَينَة وَيحْيى مَنْ حَي عَن بَينَة[٢]؛ با بينه هلاك مىكند و با بينه هدايت مىكند.
در مقابل گروه ديگرى به نام مفوضه هستند كه قائلند خداوند بعد از خلقت عالم، امور هستى را به بشر واگذار كرد و در اينگونه امور دخالتى ندارد و با اعطاى عقل و شعورى كه به بشر داده، او را بر سرنوشت خود مسلط كرده است.
بحث جبر و تفويض از جمله مباحث مهم كلامى است كه بسيار راجع به آن تحقيق شده و از حوصله اين نوشتار خارج است و مطلبى را كه مىتوان گفت همان كلام حضرت است كه فرمود: (لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين) نه جبر صحيح است و نه تفويض بلكه امرى بين اين دو است.[٣]
در امور زندگى، خداوند تمام امور را بدست ما نسپرده و در
[١]. سوره ابراهيم، آيه ٤.
[٢]. سوره انفال، آيه ٤٢.
[٣]. ر. ك: خويى، البيان، ص ٨٨.