در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٥ - رابطه عبد و معبود
(عبيد) مىباشد. البته مفسر بزرگ، علامه طباطبايى معتقد است عبادت و عبوديت هر دو از يك واژه مشتق شدهاند.[١]
رابطه عبد و معبود
رابطه عبد و معبود چگونه رابطهاى است؟ آيا رابطه آنها رابطه بنّا و بناء هست كه خداوند بنّا باشد و مخلوقات بناء؟ همانگونه كه بنّا، بعد از مهندسى و اتمام ساختمان ديگر هيچ رابطهاى ميانشان باقى نمىماند و ساختمان را رها مىكند آيا خداوند نيز چنين است كه بعد از خلق عالم و بشر، آنها را به حال خود رها مىكند؟ يا اينكه رابطه آنها همانند رابطه مهندس و ماشين است كه بعد از طرح و ساخت ماشين هر موقع خراب شد و يا دچار ايراد شد مهندس آن را تعمير مىكند و در واقع از دور ماشين را كنترل و در مواقع خاص آن را تعمير مىكند؟ آيا در اين فرض خداوند فقط در مواقع خاص آن را تعمير مىكند؟ آيا در اين فرض خداوند فقط در مواقعى كه بشر دچار گمراهى و سرگردانى مىشود به سراغ او مىآيد و او را از بحرانهاى زندگى مىرهاند؟
به نظر اين دو فرض باطل است، زيرا رابطه خالق و مخلوق از اين نوع روابط نيست و مىتوان رابطه خالق و مخلوق را همانند رابطه برق و لامپ فرض كرد، يعنى تا زمانى كه در لامپ برق وجود دارد روشنايى مىدهد اما به محض قطع برق، لامپ روشنايى خود را از دست مىدهد و خاموش مىگردد. بنده هم اينگونه است تا زمانى كه تحت فيوضات و رحمت واسعه خداوند متعال قرار دارد، زنده است و
[١]. طباطبايى، الميزان، ج ١، ص ٢٤.