در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣ - بحثى راجع به يوم
مقدم بر فعل شده است كه بيانگر حصر است، يعنى خداوندا تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوئيم. اما اگر مىفرمود (نعبدك)، يعنى تو را مىپرستيم و نفى عبادت غير را نمىكنيم بر خلاف (اياك نعبد) كه بخاطر تقديم مفعول نفى عبادت و استعانت از غير مىكند.
اين سه آيه بيانگر سه ضعف انسان است:
اولين ضعف انسان اين است كه من عبدم و سراسر وجودم را فقر احاطه كرده و نيازمند تو هستم و فقط تو را كه ارباب و خالق من هستى مىپرستم و اشاره به اين آيه شريفه است كه: يا أَيهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِي الْحَمِيدُ[١]؛ اى مردم شما محتاج خداوند هستيد و اوست كه غنى بالذات و ستوده صفات است.
معنى عبادت
عبادت شايد از (عبادة) بمعنى عابد گرفته شده باشد و شايد هم از (عبودية) بهمعنى (عبد) باشد. از جمله عبادات، نماز بدون غفلت مىباشد و از جمله عبوديت صبر بدون شكايت و يقين بدون شبهه مىباشد.[٢]
برخى راجع به عبادات گفتهاند: (هي الطاعة مع غاية الخضوع)؛ عبادت طاعتى است همراه با نهايت خضوع و خشوع. البته اين تعريف حقيقى عبادت نيست بلكه لازمه آن مىباشد و در واقع عبادت نوعى
[١]. سوره فاطر، آيه ١٥.
[٢]. حقى البروسى، روح البيان، ج ١، ص ٤١.