در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٢ - سخن از معاد و كيفيت آن
كريم از اتهاماتى كه كفار بر آن بستند و آن را سحرى تأثيرگذار و جالب همچون سحرهاى پيشينيان دانستند، نازل گرديده است.
تفسير آيات
كَلّا وَ الْقَمَرِ: «كلّا» حرف «ردع» و اعراض از سخنانى است كه گوينده بيان داشته است، يعنى آنچه از زبان قال يا زبان حال آنها بيان شد، حقيقت ندارد، بلكه حقيقت اين است: «سوگند به ماه».
وَ اللَّيلِ إِذْ أَدْبَرَ: «و سوگند به شب چون كه پشت كرده و دامن خويش برچيند»
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ: و نيز: «سوگند به صبح آن هنگامى كه نقاب از چهره برگيرد و روشنايى خود را نمايان سازد».
إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ: كه اين قيامت پديدهاى است از واقعيتهاى بزرگ.
نَذِيراً لِلْبَشَرِ: ترساننده و هشدارى است براى بشر؛ چرا كه انسان هر چند در آسايش و خوشى غوطهور باشد، وقتى متوجه در پيش رو داشتن چنين روزى گردد، دچار اضطراب، نگرانى و وحشت مىگردد.
لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يتَقَدَّمَ أَوْ يتَأَخَّرَ: اين انذار اختصاص به گروه خاصى ندارد، بلكه شامل حال كسانى كه حق طلب بوده و در ميدان زندگى مىخواهند متقدم باشند و راه تكامل را بپيمايند و كسانى كه از اين قافله عقب افتاده و راه انحطاط و عصيان را پيش مىگيرند نيز مىگردد.
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة: «رهينه» از ماده «رهن» به معنى گرو