در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤١٣ - زمان نزول
خطاب به آن حضرت نازل شده است، در صورتى كه هرگز چنين كارى از رسولالله صورت نمىگرفت. ممكن است خيلى از اينگونه خطابها از باب «إياكَ أعنى و اسمعى» باشد.
قرطبى يازده تأويل براى اين جمله نقل كرده است و ظاهراً از ميان همه آنها رجحان با يكى از دو معناى زير است:
١- صدقهاى را كه مىدهى چنان زياد مپندار كه سبب شود از كارت پشيمان گردى يا به خودخواهى دچار شوى و افتخار نمايى كه اين همه خوبى را من انجام دادم.
٢- نبايد در دادن چيزى به ديگرى توقع داشته باشى كه وى در برابر اين همه نيكى و خوبى بايد پاداش زيادترى به تو دهد.[١]
«تَسْتَكْثِرُ»؛ بنابر برخى احتمالات جملهاى است در موضع حال از فاعل لاتمنن، يعنى منت مگذار در حالتى كهنعمتها را زياد مىشمارى و فكر مىكنى ده يا بيست مورد كار نيك نسبت به شخص خاص يا اشخاص مورد نظر انجام دادهاى.
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ؛ يعنى به خاطر خدا و به دستور و حكم خدا صبر كن، در برابر ايذاء و اذيت مشركين شكيبا باش. مقصود مقاومت پيامبر و صبر او در برابر مشكلات رسالت و ايذاء و فشار دشمنان است.
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ* فَذَلِكَ يوْمَئِذٍ يوْمٌ عَسِيرٌ* عَلَى الْكَافِرِينَ غَيرُ يسِيرٍ؛ در قرآن در موارد متعدد از اين مطلب نام برده شده است. در اين جا «نُقِرَ فِى النّاقُورِ» گفته شده است و در جاهاى ديگر به: يوْمَ
[١]. قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج ١٩، ص ٩٧.