در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٠٠ - معناى توكل
و گاهى يك سوم شب، كه به اندازه يك ششم از نصف كمتر است، شب زندهدار بود؛ يعنى طبق فرمان خدا عمل مىكرد: (نِصفَهُ أَوِ انقُص مِنهُ قَليلا* أوزِد عَلَيهِ).
و نيز استفاده مىشود كه طايفهاى از مسلمانها با رسول الله (ص) همراهى مىكردند؛ يعنى آنها نيز مانند رسول الله (ص) شب زندهدارى مىكردند. طبعاً هر چه زمان پيش مىرفته و مسلمانها بيشتر مىشدند، اين عمل هم در ميان مسلمين رايجتر مىشد و كم كم جنبه عمومى پيدا مىكرد.
اينگونه اعمال براى افراد خاص و استثنايى شايد مسألهاى نباشد؛ اما اگر بخواهد عمومى و همگانى شود، مشكلاتى پيش مىآيد، زيرا تقدير زمان از نظر دو سوم يا نصف يا ثلث هر چند دقيق هم نباشد و به طور تقريبى باشد براى توده مردم، آن هم در آن دوره كه ساعت و زمانسنج نبود و طول شب در عرض سال به تدريج تفاوت مىيافت، خالى از اشكال نبود. به علاوه حالات گوناگونى كه مردم دارند- برخى مريض مىشوند و برخى به مسافرت مىروند و برخى در جهاد شركت مىكنند، آن هم با وضع آن روز- بر مشكل بودن كار مىافزايد و اين خود باعث ايجاد نوعى اخلال مىشد كه خداوند اين آيه را نازل فرمود و در اين باره تخفيف داد، اما نه به نحوى كه اين كار را منع كند يا حكم سابق را نسخ كند؛ بلكه به شكلى بسيار ظريف و با نوعى رخصت و جايگزين ساختن اعمال ديگر، از اشكال و اخلال جلوگيرى نمود؛ لذا در صدر آيه از شخص پيغمبر (ص) سخن مىگويد: إِنَّ رَبَّكَ يعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَي اللَّيلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ پروردگار تو مىداند همانا تو شبها را طبق دستور،