در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢١ - رابطه فطرى انسان با خدا
ممكن است كسى بگويد: اين موضوع روشن است كه اگر خدايى باشد بايد آفريننده و هدايتگر همه چيز باشد و اگر هم نباشد كه هيچ. بنابراين چرا اين نعمت ذكر شده است؟ پاسخ اين پرسش اين است كه اين آيه، علاوه بر اينكه نعمتهاى الهى را برميشمارد، در مقابل عربهاى بتپرست موضع ميگيرد. بتپرستها، بتهاى مختلفى داشتند كه معروفترين آنها چهار بت: لات و هبل و عزى و مناط بودند. بتهاى كوچكتر و حتى بتهاى خانگى و همراه نيز داشتند. اين بتها هم مورد پرستش آنها بود و هم مايه فخر و مباهات. به همين دليل هر قوم و طايفهاى سعى ميكرد بهترين بت را با بهترين جنس بسازد؛ مثلًا از طلا يا نقره يا مس و اشياى قيمتى ميساختند. مردم عادى نيز با هر وسيلهاى كه در دسترسشان بود، بتهاى كوچك و خانگى ميساختند. سادهترين راه آن، اين بود كه با گِل، بت درست ميكردند و حتى در مسافرت يا جايى كه آب كافى در اختيار نداشتند، با ادرارشان گِل درست ميكردند و از آن بت ميساختند. البته بتپرستى و روحيه بتپرستى مخصوص زمان جاهليت قبل از اسلام نبود. الآن نيز همين روحيه در بين بسيارى از مردم و حتى دينداران به شكلى ديگر رواج دارد. مثلًا همين كه بعضى از مردم متدين، روحانى شهر و محله خود را با روحانىهاى شهرها و محلههاى ديگر مقايسه و با آن فخرفروشى مىكنند، نوعى بتپرستى است. غرض اينكه در زمان جاهليت، بتهاى زيادى وجود داشت و معتقد بودند كه هر بتى، كار مخصوصى انجام ميدهد. پيامبر اكرم (ص) با آن همه زحمتهاى طاقتفرسا، اين فرهنگ را از ذهن مردم عصر جاهليت زدود و به آنها