در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٠٨ - رابطه فطرى انسان با خدا
كرد و باز عرض كرد: خسته شدم. خداوند باز بالهاى او را چند برابر كرد و دوباره فرمود: پرواز كن. مدت زيادى پرواز كرد و عرض كرد خدايا چقدر مانده است. خداوند فرمود: تو تازه ذرهاى از يك دريا پيش آمدهاى. يك ذره از درياى عرش من را سير كردهاى. عظمت عالم الهى اين است. ما انسانها خيال ميكنيم خيلى مهم هستيم، اما وقتى در عظمت جهان هستى و عرش الهى تامل كنيم به ناچيزى خود پى ميبريم.
آيه هفت
وَوَضَعَ الْمِيزَانَ
و ميزان را قرار داد. ميزان چيست؟ ميزان در كتابهاى لغت به ترازو ترجمه شده است. يكى از نعمتهاى خداوند خلق ترازو است. ترازو يعنى وسيله سنجش. هر چيزى يك وسيله سنجش مناسب خود دارد. مثلًا ترازوى وقت، ساعت است و ترازوى مسافت، متر و كيلومتر. حال آيا مراد خداوند اين است كه خداوند به انسان القا كرده است كه براى هر چيزى، ترازوى مناسبى بسازد؟ خير، منظور اين نيست. منظور از ميزان، عدل است. خداوند عدالت يا عدل را وضع كرده است. عدل نيز يك ترازويى است كه با آن حق و باطل سنجيده ميشود. از حضرت على (ع) پرسيدند: قسطاس مستقيم[١] چيست؟ فرمودند: أنا القسطاس المستقيم. خود حضرت ترازو است.
[١]. اشاره به سوره اسراء، آيه ٣٥. وَ أوفُوا الكَيلَ إذا كِلْتُم وَ زِنُوا بالقِسْطاسِ المُسْتَقيم ذلِكَ خَيرٌ و أحْسَنُ تَأويلًا؛ و چون پيمانه كنيد پيمانه را تمام دهيد و با ترازوى درست وزن كنيد، كه اين بهتر و سرانجامش نيكوتر است.