در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧٢ - تفسير سوره الرحمن
خبرهاى پى در پى دانسته است[١]، ولى عدهاى از مفسران ديگر، از جمله ابن عاشور[٢]، گفتهاند چون «الرحمن» يك آيه است و «علّم القرآن» آيه ديگر، نميشود يك آيه مبتدا و آيه ديگر خبرش باشد. بنابراين، «الرحمن» يا خبر يك مبتداى محذوف است و يا مبتداى يك خبر محذوف و تقدير آن چنين است: الله الرحمن، يا الرحمن هو الله. الله، مبتداى محذوف و الرحمن خبر آن است.
عربهاى آن زمان با «رحمن» آشنا نبودند. به همين جهت وقتى از آنها پرسيده مىشد كه: وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ[٣]؛ يعنى هر گاه از آنان بپرسى كه خالق آسمان و زمين كيست؟ ميگويند: الله؛ اما معناى رحمن را نميدانستند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا[٤]؛ وقتى به آنها گفته ميشد كه به رحمن سجده كنيد ميگفتند: رحمن يعنى چه؟ در جاى ديگرى به عربها گفته شده است كه به درگاه رحمن دعا كنيد: قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ[٥]، ولى آنها ميگفتند رحمان را نميشناسيم؛ ما فقط همينقدر ميدانيم كه شخصى در يمامه نامش رحمان است. به همين جهت خداوند در ابتداى اين سوره رحمن را معرفى كرده و فرموده است: الله الرحمن؛ يعنى الله همان
[١]. زمخشرى، الكشاف، ج ٤، ص ٤٤.
[٢]. ابن عاشور، التحرير والتنوير، ج ٢٧، ص ٢١٦.
[٣]. سوره زمر، آيه ٣٨؛ سوره لقمان، آيه ٢٥؛ سوره عنكبوت، آيه ٦٨.
[٤]. سوره فرقان، آيه ٦٠.
[٥]. سوره اسراء، آيه ١١٠.