دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٤٤ - افلاك كلى و جزئى
تصحيح كشف المراد در اختيار نگارنده بوده اند و اكثر آنها را در مقدمه معرفى كرده ايم , در نقل صورت عبارت مذكور متفق اند . خواجه كه خود مهندس و معمار و بانى رصد خانه مراغه و صاحب زيج ايلخانى و محيى علوم رياضى و استاد اكبر و دستور اعظم ارباب فن است تسامحى بقلم شريف او روى آورد كه افلاك موافقة المركز كواكب سياره را نام نبرده است و با اين وجود فرموده است و المجموع اربعة و عشرون .
و ديگر اين كه فرموده است : والمجموع اربعة و عشرون و تشتمل على سبعة متحيرة و الف و نيف و عشرين كوكبا ثوابت . با اين كه متحيره پنج اند نه هفت . حضرت استاد علامه شعرانى در شرح تجريد فرموده است :
( متحيره پنج ستاره اند و سيارات هفت ستاره , هفت سياره را باستثناى ماه و خورشيد متحيره گويند . و بهر حال سبعه متحيره صحيح نيست , و نسخه صحيح يا سبعه سياره است يا خمسه متحيره) . ( ص ١٩٨ ط ١ )
راقم گويد : توجيهى كه استاد قدس سره الشريف فرموده است با احتمال( سبعه سياره) عبارت و معنى هر دو درست ميشوند , اما با احتمال خمسه متحيره فقط لفظ درست ميشود نه معنى زيرا كه در اين صورت شمس و قمر بحساب نميايند و هو كما ترى . خلاصه صواب اين است كه قلم بجاى سياره به متحيره متبادر شده است و صحيح سبعه سياره است .
فلك كلى و جزئى كدام است ؟ فلك را به كلى و جزئى نام مى برند . مراد آنان از فلك كلى كل يك فلك است , و از جزئى اجزاى آن كه فلك كلى مجموع آن اجزاء است و بدانها تشريح مى شود . مثلا فلك كلى قمر كه مى گويند مقصود مجموع جوزهر و مايل و حامل و تدوير او است و اين مجموع فلك كلى قمر است , و آن چهار فلك افلاك جزئيه قمر . عبارت بالا كه از تجريد خواجه نقل كرده ايم بهمين مفاد بود كه فرمود :
اما الفلكية فالكلية منها تسعة ثم افلاك الكواكب السيارة السبعة و تشتمل على افلاك تداوير و خارجة المراكز[ و موافقة المراكز] .