دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٩١ - نسب دوائر با يكديگر
روز را شب نبود , پس شب پديد مى آيد و مى افزايد تا يكدوره همه شب شود و آنشب را روز نبود .
چهاردهم :
نسبتى كه واقع است ميانه منطقة البروج و[ دائره] نصف النهار , تباين است زيرا كه نصف النهار عظيمه اى بود كه بر دو قطب افق و به دو قطب معدل النهار گذرد و منطبق نمى شود , بوجهى كه معلوم گشت .
پانزدهم :
نسبتى كه واقع است ميانه منطقة البروج و مشرق و مغرب , عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق مى شوند در وقتى كه عرض بلد بيست و چهار درجه باشد .
بيان :
اگر مى فرمود در وقتى كه عرض بلد بقدر ميل كلى باشد بهتر بود , چه اين كه دانسته شده است كه ميل كلى رو به انتقاص است . آرى در جائى كه عرض بلد بقدر ميل كلى بوده باشد چنان كه در بيان نسبت سيزده هم گفته ايم منطقة البروج در هر دوره شبانه روزى يكبار به سمت راس مى رسد كه لاجرم بر افق قائم خواهد بود و دو قطب او بر عظيمه افق بود , و دو نقطه تقاطع او با افق دو نقطه مشرق اعتدال و مغرب اعتدال مى شود كه در آنحال با دو نقطه اعتدال ربيعى و اعتدال خريفى متحد خواهند بود چه اين كه نقطه انقلاب بر قطب افق است و از سمت راس تا افق ربع دور است و از نقطه انقلاب تا نقطه اعتدال ربع دور , و دائره اول سموت كه دائره مشرق و مغرب اعتدال است از دو قطب افق و دو نقطه مشرق و مغرب اعتدال گذرد پس در فرض مذكور دائره مشرق و مغرب اعتدال با دائره منطقة البروج متحد شود كه در نسبت مذكور اين مورد ماده اجتماع آن دو است .
شانزدهم :
نسبتى كه واقع است ميانه منطقة البروج و وسط السماء رؤيت , تباين است زيرا كه وسط السماء رؤيت بر دو قطب فلك البروج مى گذرد , ممكن نيست انطباق ايشان .
بيان :
درس بيست و نهم در تعريف دائره وسط السماء رويت يعنى دائره عرض اقليم رؤيت و عرض محكم بوده است , و در همان درس دانسته شده است كه