دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٩٠ - نسب دوائر با يكديگر
و چون عرض بلد بقدر تمام ميل كلى شود كه ارتفاع معدل بقدر ميل كلى خواهد بود , و بين قطب افق يعنى سمت راس و قطب معدل نيز بقدر ميل كلى , يعنى تمام عرض بلد خواهد بود , و غايت ارتفاع آفتاب بقدر ضعف ميل كلى خواهد بود , و مدار منقلب ظاهر اعظم مدارات ابدى الظهور بود , و مدار منقلب خفى اعظم مدارات ابدى الخفاء , لاجرم در هر دوره شبانه روز يكبار قطب ظاهر منطقة البروج بسمت راس رسد , و قطب ديگرش بسمت قدم . و چون قطب منطقه به سمت راس رسد يعنى چون قطب آن با قطب افق متحد گردد , عظيمه منطقة البروج نيز بر عظيمه افق منطبق و با وى متحد گردد و آن بيش از يك آن نبود , و در آن دوم شش برج يعنى يك نيمه فلك البروج يكباره از افق برخيزد , و نيمه ديگر آن كه نيز شش برج است به يكباره از افق فرو شود كه در اينجا پس از اتحاد منطقة البروج و عظيمه افق با يكديگر در يك آن , در آن دوم از يكديگر متمايز يعنى جدا مى شوند چنانكه از آفاق خط استواء تا جائى كه عرض بلد بقدر تمام ميل كلى شود از يكديگر متمايز بودند , پس وجه عموم و خصوص من بودن منطقة البروج و دائره افق روشن شده است . و آن كه در آخر گفته است( : يا آن كه از نود درجه) . . . عبارت ديگر از تعبيرش پيش از آنست كه گفته است( : در وقتى كه عرض بلد بقدر الخ) و مفاد هر دو عبارت يكى است .
بعنوان زيادت استبصار در تكميل بحث گوييم : آن نيمه اى از فلك البروج در صورت ياد شده كه تحت الارض بود بتدريج طلوع كند تا تمامى آن نصف با يكدوره معدل النهار برابر طلوع كند , و آن نيمه كه فوق الارض بود بتدريج غروب كند تا تمامى آن نصف با يكدوره معدل النهار غروب كند , پس اگر قطب ظاهر منطقة البروج شمالى بود يعنى در جهت قطب شمال معدل بود آن نصف كه از اول جدى تا اول سرطان بود بيكبار از افق برخيزد و ديگر نصف در يكدور معدل النهار طلوع كند , و اگر قطب ظاهر جنوبى بود بعكس آن باشد يعنى آن نصف كه از اول سرطان تا اول جدى بود دفعه به يكبار برآيد و نصف ديگر بتدريج در مدت يكدور معدل طلوع كند . و در اين آفاق روز مى افزايد تا يكدور معدل تمام روز شود و آن