دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٧٤ - اعدل بقاع
( و بعضى علماء گفته اند كه اعدل بقاع بر روى زمين خط استواء است . و گويا از جهت تشابه احوال فصول گفته اند , يعنى هميشه حال هوا به يكديگر نزديك است چه مواضعى كه بر خط استواء است مانند سودان مغرب و اسافل بربر و جنوب مصر و بلاد حبشه و زنج و جنوب سرانديب همه گرمسيرها بغايت است , و اهل آن بقاع سياهان و جعد مويانند و از اعتدال مزاج در خلق و خلق نيك دور افتاده اند) .
و فاضل شاه مير در شرح آن گويد :
چه اعتدال باعث بر تناسب اعضاء است و خويهاى نيك و فهم و ذكاء و اين امور در ايشان مفقود است . و تفصيل اين سخن آنست كه شيخ ابوعلى گفته است كه اين موضوع اعدل بود چه حرارت روز و برودت شب متكافى باشند از جهت تساوى ليل و نهار , و آفتاب بر سمت راس مكث بسيار ننمايد چه آفتاب در قريب دو نقطه اعتدال ميل از معدل يعنى از سمت الراس خط استواء بسرعت حاصل شود . و احر بقاع آنجا بود كه موازات مدار راس سرطان يا راس جدى بود كه روز بسيار دراز شود و مسامتت آفتاب مدتى بماند .
و مقدم فخر الدين محمد رازى بر شيخ اعتراض كرده و گفته كه هر چند آفتاب بر سمت الراس ساكنان خط استواج مكثى زياده نكند , اما هرگز از سمت الراس ايشان بيست و سه درجه و كسرى زياده دور نشود بلكه هميشه از اين نزديكتر بود , و ما مى بينيم كه در شهرهائى كه غايت ارتفاع آفتاب نزديك به اين مقدار باشد كه كمترين ارتفاعات خط استواء است مثلا خوارزم كه ارتفاع اول سرطان آنجا هفتاد و يكدرجه است و پنج درجه تفاوت با كمترين ارتفاعات خط استواء در حرارت مساوى است . پس موضعى كه هميشه ارتفاع آفتاب زياده از اين مقدار بود . گرماى زمستان آن موضع از گرماى تابستان خوارزم زياده بود چه هميشه در خوارزم ارتفاع آفتاب در سرطان كمتر است و در خط استواء بيشتر . و مصدق اين سخن آنست كه مى بينيم از هيئت و لون اهل رنج كه مساكن ايشان نزديك است به خط استواء , پس خط استواء احر بقاع بود .