دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٨٣ - تمرين در طول جغرافيائى بلاد
بعدى كه از جهت شمال جنوب داشت , و چون در تقدير وسعت سطوح اقل دو بعد آن را عرض گويند و اكثر را طول پس عرض قدر معلوم از صفحه زمين در جهت شمال جنوب بود , و طولش در جهت مشرق مغرب , و متاخرين تبعيت نموده اصطلاح متقدمين را تغيير ندادند , و با وجود آن كه حالا نمى توان گفت كه سطح زمين در كدام جهت اطول است و در كدام جهت اقصر , و بنابر اصطلاح قوم بايد بعد زمين را در جهت شمال جنوب عرض خواند , و در جهت مشرق مغرب طول .
و به دائره استواء , عرض بر دو جزء منقسم شود يكى را عرض شمالى گوئيم , و ديگرى را عرض جنوبى . و هر كدام از اين دو نوع عرض از استواء ممتد مى شود تا به يكى از دو قطب , و از صفر درجه مى رسد به نود درجه .
و حال اگر بگوييم كه عرض فلان بلد فلان قدر درجه و دقيقه است , مثلا عرض طهران سى و پنج درجه و چهل دقيقه شمالى است , نمى توان محل حقيقى آن را بر صفحه زمين درست بدست آورد چون كه نمى دانيم در كدام منطقه واقع است از محيط دائره كه به عرض سى و پنج درجه و چهل دقيقه شمالى فرض نمائيم , پس لازم شد كه مواضع بلاد را نيز نسبت دهند به دائره عظيمه ديگر كه قائم باشد بر دائره استواء . و اختيار نمودند يكى از دوائر بيشمار نصف النهار را كه كره زمين را در جهت شمال جنوب قطع مى كند و چنين دائره را نصف النهار اصلى , و نصف النهار اول , و مبدء گويند . و به چنين دائره نسبت مى دهند مواضع بلاد مختلفه را . مثلا گوييم : طهران , فلان قدر درجه , سمت مشرق يا سمت مغرب نصف النهار اصلى واقع شده است , حال مشخص نموديم كه طهران در سى و پنج درجه و چهل دقيقه عرض شمالى واقع است , پس اگر علاوه بر آن بگوييم كه مثلا چهل و هشت درجه بسمت مشرق نصف النهار اصلى واقع است , موضع حقيقى آن خوب بر صفحه زمين معلوم مى شود .
دائره نصف النهار اصلى , طول را بر دو جزء منقسم كند : يكى را طول شرقى گوييم , و ديگر را طول غربى . و عوض آن كه بگوييم طهران فلان قدر درجه , به سمت مشرق يا به سمت مغرب نصف النهار اول واقع است , چنين گوييم كه :