دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٨١ - تمرين در طول جغرافيائى بلاد
را كه مبدأ طول قرار داده اند , تا نصف دور شرقى آن را و هكذا تا نصف دور غربى آن را منظور و محسوب مى دارند كه در نتيجه طول بلاد بر يك نسق نخواهد بود , بلكه بلادى كه در جانب غرب مبدأ طول واقع اند و طول آنها را طول مثبت مى نامند به خلاف توالى بروج , و بلادى كه در جانب شرق مبدأ طول واقع اند و طول آنها را طول منفى مى نامند به توالى بروج خواهند بود . و اكثر خريطه ها يعنى اطلس ه ا و صحيفه نقشه هاى ارضى و جغرافيائى , مبدأ طول را گرينويچ گرفته اند . و طول بلد در نزد اينان نيز , چنانكه در نظر دانايان باخترى و دانشمندان خاورى , از صد و هشتاد درجه نمى گذرد .
٢ فاضل مراغى در آغاز مرآة البلدان , فصلى در تحقيق معنى عرض جغرافيائى چنين گويد :
([ بر سطح افق چهار نقطه اصلى واقع است كه معروف اند به جهات اربع , و آنها از اين قرار است : شمال , جنوب , مشرق , مغرب , اما شمال نقطه ايست كه به سمت قطب شمال باشد . و قطب شمال در نزديك ذنب دب اصغر كه آن را بنات النعش نامند واقع است , و جنوب مقابل است با شمال , و مشرق و مغرب معروف است .
و مابين چهار جهت مذكوره , چهار نقطه ديگر فرض شده : اول شمال شرقى , و آن واقع است مابين نقطه شمال و نقطه مشرق , دوم شمال غربى كه واقع است ما بين شمال و مغرب , سيم جنوب شرقى و آن واقع است مابين جنوب و مشرق , چهارم جنوب غربى و آن واقع است ما بين جنوب و مغرب .
و قاعده يافتن جهات اصلى اين است كه در روز بواسطه آفتاب معلوم كنند از اين قرار كه : اگر ساعت غروب كوك حاضر داشته باشيم , مغرب آنست كه بر سر دسته غروب آفتاب آنجا واقع باشد , و مشرق آن سمت است كه بر سر دسته طلوع آفتاب آنجا باشد . و اگر ساعت ظهر كوكى حاضر باشد , در شش ساعتى سحر تخمينا آفتاب به سمت مشرق است , و در شش ساعتى ظهر به سمت مغرب , و در آفاق ايران حوالى ظهر بسمت جنوب است . و چون شخص طورى بايستد كه طرف