روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٢ - ترجمه
عبيدة السّلمانىّ گفت:مراد حاقن است،بيانه
قوله-عليه السّلام: لا يصلّينّ أحدكم و هو زناء و لا يصلّينّ أحدكم و هو يدافع الاخبثين، جز اين كه[اين] [١]قولها مخالف ظاهر است و بر خواب حمل كردن مجاز باشد،و بر حقن حمل كردن هيچ وجهى ندارد در لغت.آنگه آن را حدّى نهاد كه:تا كى نشايد؟گفت: حَتّٰى تَعْلَمُوا مٰا تَقُولُونَ ،تا آنگه كه داند چه مىگويد و چه مىخواند [٢].
وَ لاٰ جُنُباً ،نصب او بر حال است،و اين لفظ صالح باشد واحد[و] [٣]تثنيه و جمع و تأنيث را،يقال:رجل[جنب] [٤]و امرأة جنب،و رجلان و امرأتان و رجال و نساء جنب،يقال:أجنب الرّجل و جنب إذا صار جنبا،و اصل جنابت بعد باشد، براى آنكه جنب مجتنب باشد از نماز و مسجد و مصحف و امور شرعى.
آنگه حالتى از آن استثنا كرد،گفت: إِلاّٰ عٰابِرِي سَبِيلٍ ،در معنى او خلاف كردند.بعضى گفتند:مراد مسافر است،يعنى الّا كه مسافر باشى كه آنگه نماز روا باشد به تيمّم،و اين قول عبد اللّه عبّاس است و سعيد جبير و مجاهد و الحكم و ابن زيد و ابن كثير.و بعضى دگر گفتند:مراد مواضع نماز [٥]از مساجد،و حذف كرد [٦]براى دلالت كلام بر او،و اين قول سعيد بن المسيّب است و ابن يسار و ضحّاك و حسن و عكرمه و ابو الضّحى و عطاء الخراسانىّ.
و روايت است از باقر-عليه السّلام- [٧]ليث روايت كرد عن زيد بن ابي حبيب كه جماعتى انصار را درهاى سراى در مسجد بود،چون جنب شدندى راهى دگر نبود ايشان را،خداى تعالى رخصت داد كه به رهگذر در مسجد بگذرند،و اين در بدايت اسلام بود پيش ازآنكه سدّ ابواب كردند و درهاى كه در مسجد بود بر آوردند،مگر در حجرۀ اميرالمؤمنين و فاطمه.
امّ سلمه روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
ألا إنّ مسجدي حرام على
[٥] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مر:كه دانيد چه مىگوييد و چه مىخوانيد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .مر+است.
[٦] .آج،لب،فق،مر+از.
[٧] .فق+كه.