روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٦ - ترجمه
لاٰ تَقُولُوا رٰاعِنٰا وَ قُولُوا انْظُرْنٰا [١] ،گفت:اين عبارت مگويى [٢]،اين گويى [٣]كه به حال شما اين لايق باشد كه در خطاب رسول گويى [٤]: لَكٰانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ ،ايشان را به بودى و راستتر و صوابتر.
وَ لٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ بِكُفْرِهِمْ ،و لكن خداى تعالى لعنت كرد بر ايشان به كفرشان. فَلاٰ يُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً ،و معنى«لعن»ابعاد باشد من الرّحمة،خداى تعالى ايشان را از رحمت خويش دور كرده است،و معلوم از حال ايشان آن است كه ايمان نيارند الا اندكى از ايشان.و بعضى گفتند:مراد آن است كه الّا اندك [٥]از ايشان كه در ماضى ايمان آوردهاند.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ ،اى آنان كه ايشان را كتاب دادند،خطاب است با جهودان و ترسايان،و امر است ايشان را كه به رسول ما-صلّى اللّه عليه و آله-و كتاب او كه قرآن است و احكام شرع او از مسلمانى ايمان آرند.«مصدّقا»نصب است بر حال از«ما»و عامل در او«نزّلنا»يعنى اين كتاب قرآن كه ما فرستاديم بر اين خاتم پيغامبران مصدّق است و راستدارندۀ آن كتابها كه به ايشان است از تورات و انجيل،و تورات و انجيل مصدّق اوست كه در اين هر دو كتاب ذكر او و نعت و صفت او مكتوب است.
مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً ،ايمان آريد [٦]پيش ازآنكه ما طمس كنيم رويهاى ايشان را.در اين چند قول گفتند:عبد اللّه عبّاس و عطيّه و قتاده گفتند معنى آن است كه:ما ايشان را ببريم و روى ايشان را چون قفا گردانيم،و چشمهاى ايشان در قفا كنيم تا چون روند باشگونه روند.
حسن و مجاهد و ضحّاك و سدّى و ابن ابي نجيح گفتند:مراد آن است كه ما روى ايشان از هدى برگردانيم به ضلالت،و اين بر سبيل مذمّت گفت ايشان را،چه ايشان خود بر ضلالت بودند،و مراد [٧]آنكه اگر به رسول ايمان نيارى [٨]شما را به
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٠٤.
[٢] .مر،تب:مگوييد.
[٤] [٣] .مر،تب:گوييد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اندكى.
[٦] .آج،لب،فق:ايمان آرند.
[٧] .وز+به.
[٨] .مر،تب:نياريد.