روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
مىبخشيد رسول-عليه السّلام-مردى در زنى [١]برگرفت پنهان،خداى تعالى اين آيت بفرستاد،و اين بر قرائت آنكس باشد كه خواند:و ما كان لنبيّ ان يغلّ،به ضمّ «يا»و فتح«غين»على الفعل المجهول،گفت:نباشد،يعنى نشايد كه با هيچ پيغامبر خيانت كنند.
مقاتل و كلبي گفتند:آيت در روز احد آمد كه آن جماعت كه ثغر داشتند و آن شعب چون امير ايشان را گفت:مروى و طلب غنيمت مكنيد [٢]كه رسول-عليه السّلام- شما را محروم نكند و نصيب شما بدهد از غنيمت.گفتند [٣]:ترسيم كه ندهد و برفتند، خداى تعالى اين آيت فرستاد.
بعضى دگر گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى بزرگان و معروفان طمع كردند كه ايشان را تمييز [٤]و تخصيصى باشد و زيادتى بر ديگران،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
محمّد بن اسحاق بن يسار گفت:آيت در باب وحى آمد،يعنى نباشد هيچ پيغامبر را كه در وحى خداى با امّت خيانت كند و در آن زيادت و نقصان كند.
جماعتى گفتند از مشركان: [٥]اگر محمّد در اين كه مىخواند عيب آلهه و معبودان ما نكردى يا مسامحهاى بكردى و كمتر گفتى از اين معانى،خداى تعالى آيت فرستاد كه:اين كه [٦]شما مىخواهى خيانت باشد،و خيانت در وحى روا نيست هيچ پيغمبر [٧]را.
ابن كثير و ابو عمرو [٨]و عاصم خواندند:«يغلّ»به فتح«يا»و ضمّ«غين»،و سلمىّ و مجاهد هم چنين خواندند على إضافة الفعل إلى النّبىّ-عليه السّلام.و باقى قرّاء خواندند:«يغلّ»به ضمّ«يا»و فتح«غين»على الفعل المجهول،و اين قرائت عبد اللّه مسعود است،و اوّل قرائت عبد اللّه عبّاس.معنى قرائت اوّل آن باشد كه:هيچ
[١] .دب،آج،لب،فق،مر:سوزنى.
[٢] .دب،آج،لب،فق:مكنى/مكنيد.
[٣] .اساس:گفت،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .لب،فق:تميز،مر:تميزى.
[٥] .مر+كه.
[٦] .اساس+شكايت،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] .وز:پيغامبر،مر:پيغمبرى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ابو عمر.