روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٢ - ترجمه
قاتلوا،بكشتند ايشان را پس ازآنكه ايشان [١]بذل جهد كرده بودند در قتال،و باقى قرّاء خواندند:و قاتلوا و قتلوا،على تقديم الفاعلين على المفعولين.
و حسن بصرى خواند:و قاتلوا و قتلوا،أى قطّعوا فى المعركة-بر سبيل مبالغت، يعنى ايشان را در معركه پاره پاره بكردند.
و عمر عبد العزيز [٢]خواند:و قتلوا و قتلوا،ايشان كشتند،آنگه ايشان را نيز مشركان بكشتند.
لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئٰاتِهِمْ ،حقتعالى گفت:من به جزاى آنكه ايشان كردند [٣]گناهان ايشان مكفّر كنم،و اين رنجها را كفّارت گناه ايشان گردانم تا از گناه پاك شوند،آنگه پاك كرده [٤]ايشان را به بهشت رسانم.
وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ،بستانهايى كه در زير درختان آن آبها روان باشد. ثَوٰاباً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،نصب او بر مفعول له باشد.كسائي گفت:حال است،مبرّد گفت:مصدر است،يعنى لأثيبنّهم ثوابا،و قول اول درستتر است.
وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوٰابِ ،و حسن المآب به نزديك خداست-جلّ جلاله-فمن رغب فيه فزع اليه،هركه آن خواهد با در [٥]او شود،كه در اين در اوست [٦]،و جز او بر اين در توانا كس نيست.
عبد اللّه بن عمرو [٧]روايت كرد [٨]از رسول-عليه السّلام-كه گفت:حقتعالى فرداى قيامت بفرمايد تا بهشت [٩]بيارايند و چونان كه [١٠]عروس را بر داماد عرض كنند، او را بر خلايق عرضه كنند.او گويد-يعنى خازنان او-كجايند:آنان كه ايشان در ره من جهاد كردند؟و ايشان را برنجانيدند براى من،و ايشان را بكشتند در سبيل من؟ ايشان را به من آريد [١١].فرشتگان بيايند و مىگويند:
[١] .اساس+را،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٢] .مر:عمر بن عبد العزيز.
[٣] .مر+من.
[٤] .دب:پاك گردانم.
[٥] .وز:تا در.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر:در اين در است.
[٧] .آج،لب،فق،مر:عبد الله بن عمر.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:روايت كند.
[٩] .دب،مر+را.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مر:چنان كه.
[١١] .دب،آج،لب،فق:آرى/آريد.