روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٠ - ترجمه
اَلَّذِينَ يَبْخَلُونَ ،محلّ او نصب است براى آنكه صفت«من»است،و او منصوب المحلّ است به آنكه مفعول«لا يحبّ»است،آنان كه بخل كنند.و بخل در لغت منع فضلات منافع باشد،و در شرع منع واجب [١].و در او چهار لغت است:
بخل و بخل و بخل و بخل.و بخل قرائت عامّه قرّاء است،و بخل قرائت كسائى و حمزه و خلف است-بفتح الباء و الخاء.
در سبب نزول آيت خلاف كردند.بعضى گفتند:مراد جهودانند كه صفت رسول-عليه السّلام-پنهان كردند و بخل كردند به اين علم و خير [٢]بر مردمان.سعيد جبير گفت:آيت در عالمانى است كه به علم بخل كنند،و علم پنهان كنند از طالبش.
عبد اللّه عبّاس گفت و ابن زيد كه:آيت در كردم بن زيد آمد و اسامة بن حبيب و نافع ابن ابي نافع و بحر بن عمرو [٣]و حيىّ بن أخطب و رفاعة بن زيد بن التّابوت كه ايشان به نزديك جماعتى انصار آمدند و ايشان را گفتند:اين مال خرج مكنيد بر محمّد و اصحابش كه پس [٤]درويش شوى [٥].خداى تعالى در ايشان اين آيت فرستاد كه خود بخيل بودند،و مردمان را بخل فرمودند،و آنچه خداى تعالى ايشان را داده بود از مال و نعمت پنهان كردند.يمان گفت:به صدقه بخل كردند.
راوى خبر گويد:روزى عمران بن حصين بيرون آمد جامه خز پوشيده كه پيش از آن نداشت و نيز دگر نپوشيد [٦].ما عجب داشتيم،گفت:خواستيم [٧]تا قول رسول را- عليه السّلام-كار بندم كه گفت:
اذا أنعم اللّه على عبد نعمة أحبّ أن يرى عليه، چون خداى بر بنده نعمتى كند دوست دارد كه آن نعمت بر او بينند.
وَ أَعْتَدْنٰا لِلْكٰافِرِينَ عَذٰاباً مُهِيناً ،و ما بجاردهايم [٨]براى كافران عذابى
[١] .آج،لب،فق+بود.
[٢] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣٨٧/٣):خبر.
[٣] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،تفسير طبرى(٣٥٣/٨):مجرىّ بن عمرو.
[٤] .وز،آج:بس.
[٥] .اساس:نشوى،مر:مىشويد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،فق،مر:ديگر نپوشيده.
[٧] .آج،فق:خواستم.
[٨] .فق:ببجاردهايم،مر:ما نهاديم.