روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٢ - ترجمه
اوّل فوت ظفر و غنيمت،و غم دوم قتل و جراح و هزيمت،و گفتهاند:غم اوّل قتل و جراحت و هزيمت،و غم دوم ارجاف به قتل رسول-عليه السّلام.و گفتهاند:غم اوّل راه يافتن خالد بن الوليد بر ايشان از شعب،و غم دوم بازگشتن ابو سفيان و ظفر او بر مسلمانان،اين براى چه كرد [١]؟ لِكَيْلاٰ تَحْزَنُوا [٢]عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ ،تا دلتنگ و دژم نباشى [٣]بر آنچه فايت شد از شما از ظفر و غنيمت. وَ لاٰ مٰا أَصٰابَكُمْ ،المعنى و لا على ما اصابكم،«ما»در محلّ جرّ است لعطفه على مجرور،و نه بر آنچه به شما در رسيد از جراحت و قتل و هزيمت،و نظير او از وجهى قوله تعالى: لِكَيْلاٰ تَأْسَوْا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاكُمْ [٤].
گفتند معنى آن است كه:چون مسلمانان را از جهت ارجاف منافقان به قتل رسول-عليه السّلام-و كسر و وهن دلتنگ شدند،بس [٥]بر نيامد كه رسول-عليه السّلام- به بالايى برآمد و گفت:
أنا رسول اللّه. مسلمانان شادمانه [٦]شدند.بس [٧]بر نيامد كه ابو سفيان با جماعتى بر سر كوه آمدند،مسلمانان دلتنگ شدند ازآنكه ترسيدند كه دگرباره بر ايشان زنند و ايشان را مجروح و منكوب كنند.رسول-عليه السّلام-دعا كرد،خداى تعالى بگردانيد ايشان را تا از كوه فرود آمدند و روى به راه نهادند مسلمانان شادمانه [٨]شدند به يك ساعت چند بار دلتنگ شدند و خرّم شدند،خداى تعالى گفت:تا بر رنج دنيا و محنت و بلاى او دلتنگ نباشيد [٩]كه هيچ دو را [١٠]بقا نيست:
اصبر لدهر نال منك
فهكذا مضت الدّهور
فرحا و حزنا مرّة
لا الحزن دام و لا السّرور
مفضّل گفت:«لا»صله است،و المعنى لكى [١١]تحزنوا،اين براى آن كرد تا
[٨] [١] .آج،فق+قوله تعالى.
[٢] .دب،مر:تأسوا.
[٣] .مر:نباشيد.
[٤] .سورۀ حديد(٥٧)آيۀ ٢٣.
[٥] .آج،لب،فق،مر:بسى.
[٦] .لب،مر:شادمان.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:بسى.
[٩] .دب،آج،لب:نباشى/نباشيد.
[١٠] .وز،لب:او را،مر:دور را.
[١١] .مر:لكيلا.