روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
وَ الَّذٰانِ يَأْتِيٰانِهٰا مِنْكُمْ ،ابن كثير خواند به تشديد«نون»،و همچنين في قوله:
«هذان» [١]،و«ذانك»،و در«فذانك» [٢]ابو عمرو موافقت كرد.باقى قرّاء به تخفيف «نون»خواندند.ابو على فارسى گفت:وجه قرائت آنكس كه به تشديد خواند،آن است كه شدّ را عوض آن دو محذوف كرد كه از كلمه ساقط است يكى«لام الفعل» از«ذا»،و يكى از«لذان»براى آنكه اصل«لذيان»بوده است،و بعضى عرب واحد را«اللّذ»گويند،و تثنيه را«اللّذان»،و جمع را«اللّذون»در حال رفع،و حال نصب و جر«الّذين»،قياسا على الأسماء المعربة.و در لغت طىّ،به جاى «الّذي»،«ذو»،به جاى«الّتي»،«ذات»باشد.
و در معنى آيت سه قول گفتند:[٢٩٩-ر]،حسن بصرى و عطا گفتند:مراد مرد و زن است كه زنا كنند،و لكن بر عادت عرب كه چون مذكّر و مؤنّث جمع شوند تغليب مذكّر را باشد،چنان كه گفت: إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ [٣]،ثمّ قال: أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ [٤].
مجاهد گفت:مراد دو مردند كه لواطه [٥]كنند،و ابو مسلم هم اين گفت [٦].بعضى دگر گفتند:مراد سحق زناست [٧]و در شرع اسم زنا بر همه اطلاق كنند و همچنين در لغت،و از اين جا اهل عراق گفتند:متلوّطين را حدّ واجب نباشد،هم اين قدر باشد كه او را دشنامى بدهند و به زبان ايذايى كنند.حقتعالى گفت [٨]:آن دو كس كه اين كار كنند.عامّه مفسّران برآنند [٩]كه مراد [١٠]زناست،و«ها»راجع است با فاحشه. فَآذُوهُمٰا ،برنجانى [١١]ايشان را.
عطا و قتاده و سدّى گفتند:به زبان برنجانى [١٢]ايشان را و تعيير و سرزنش كنى [١٣]
[١٣] [١] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ١٩.
[٢] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٣٢.
[٣] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٣٥.
[٤] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٣٥.
[٥] .وز:لواط.
[٦] .اساس:گفتند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .كذا:در اساس،وز،تب،ديگر نسخه بدلها،زنان است.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .وز:بر اينند.
[١٠] .آج،لب،فق،مر:كه اين.
[١١] .مر،تب:برنجانيد.
[١٢] .مر،تب:كنيد.