روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
را آنگه كه او را به يمن فرستاد:
خذ من كلّ حالم دينارا ،از هركس كه به حلم رسيده باشد دينارى بستان،يعنى او مرد باشد،و حكم او حكم مردان بود.
و ديگر سال است،و علما در سال خلاف كردند.مذهب اهل البيت آن است كه:چون پانزدهساله [١]شود بالغ باشد،و اين مذهب شافعى است و ابو يوسف و محمّد،و به نزديك ابو حنيفه بلوغ كنيزك به هفدهساله [٢]باشد،و بلوغ غلام به نوزده سال،و به روايت لؤلؤى از او هژده [٣]سال [٤]،و قول اوّل ظاهرتر است و مناظرۀ اصحاب او برآن است و دليل بر آنكه به پانزده سال غلام را حكم بلوغ كنند، حديث عبد اللّه عمر است كه او گفت-آن سال كه جنگ احد بود:مرا بر رسول- عليه السّلام-عرض كردند،رد كرد مرا و گفت:كودك است،مرا ده سال بود،چون عام الخندق بود،مرا پانزده سال بود،مرا بر رسول عرضه كردند [٥]اجازت كرد و نام [من] [٦]بنوشت.
علامت ديگر آن انبات است،و آن آن بود كه موى بر آرد به زهار اگر مرد بود و اگر زن.و شافعى را در انبات دو قول است:[يكى آنكه بلوغ باشد و] [٧]يكى آنكه علامت بلوغ باشد و ابو حنيفه گفت:انبات را هيچ حكم نيست [٨]،نه بلوغ باشد نه علامت او.و دليل بر آنكه انبات بلوغ باشد حديث عطيّة القرظىّ از سعد معاذ كه رسول-صلّى اللّه عليه و آله-او را بحاكم كرد در بنى قريظه،او گفت:كشف مىكردم مؤتزر [٩]هركسى كه مشكوك بود از مردان در بلوغ،هركه انبات كرده بود او را گردن مىزدم،و هركه انبات نكرده بود[٢٩٢-پ]او را الحاق مىكردم به كودكان و نابالغان و ايشان را برده مىكردم.و رسول-عليه السّلام-گفت:
لقد حكمت فيهم بحكم اللّه من فوق سبعة ارقعة ،گفت:حكمى كردى در ايشان كه خداى تعالى از بالاى هفت آسمان هم آن حكم كرد.عطيّه گفت:من از جملۀ آنان بودم كه مرا
[٢] [١] .آج،لب،فق،مر:سال.
[٣] .فق،مر:هيجده.
[٤] .آج،لب،فق+بلوغ كند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عرض كردند.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .لب،فق،مر،تب+و.
[٩] .اساس:مؤتند را،با توجّه به وز تصحيح شد.