روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٧ - ترجمه
-عليه السّلام-بيانش آنكه در سورة النّساء گفت: اَلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ [١]...،أى«العلم»على احد القولين.
لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِيرٌ -الآية.حسن بصرى و مجاهد گفتند چون اين آيت آمد: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً ، [٢]...،جهودان گفتند:
إِنَّ اللّٰهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيٰاءُ ،خداى درويش است و ما توانگر،نبينى كه از ما قرض مىخواهد [٣]،و حسن بصرى گفت:اين،حيىّ أخطب گفت.
عكرمه و سدّى و مقاتل و محمّد بن اسحاق گفتند:رسول-عليه السّلام[با ابو بكر نامه نوشت به جهودان] [٤]قينقاع و ايشان را به اسلام خواند و[نماز و زكات، ايشان گفتند] [٥]:خداى درويش است و ما توانگر [٦]و اين قول،فنحاص بن عازورا گفت،خداى تعالى اين آيت فرستاد: لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيٰاءُ ،گفت:خداى تعالى بشنيد قول آنان كه گفتند:ما توانگريم و خداى درويش.
سَنَكْتُبُ ،بنويسم [٧]آنچه ايشان گفتند ما [٨]ايشان را برآن جزا دهيم.مقاتل گفت:معنى آن است كه آن نگاه داريم و فرونگذاريم.كلبى گفت:بواجب كنيم [٩]بر ايشان در آخرت آنچه گفتند در دنيا.واقدى گفت [١٠]:بفرماييم حفظه را
[١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٣٧.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤٥ و سورۀ حديد(٥٧)آيۀ ١١.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر+اين قول فنحاص بن عازورا گفت.
[٤] .اساس،وز و تب كه ظاهرا از روى نسخۀ واحد كهنى نوشته شدهاند،در اين جا چند كلمه افتادگى دارد كه نسخۀ مستند آنها در اين جا مخدوش بوده است،كما اين كه نسخۀ وز در حاشيۀ اين سطر به خط كاتب اصلى نوشته است:كذا كان محوا،ديگر نسخه بدلها تمام اين روايت را حذف كردهاند.ضبط مجمع البيان(٥٤٧/١) چاپ كتابخانۀ آيتاللّه مرعشى به اين صورت است:و قيل كتب(النّبىّ(ص)مع ابى بكر الى يهود بني قينقاع...، چاپ شعرانى(٢٧٢/٣):نامه نوشت به جهودان...،آنچه در متن آوردهايم براساس ضبط مجمع البيان است به قرينۀ چاپ شعرانى.
[٥] .اساس:چند كلمه افتادگى دارد،ديگر نسخه بدلها:ندارد،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٧٢/٣)افزوده شد.
[٦] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٢/٣):خداى درغويش است و ما توانگر كه از ما قرضى مىخواهد.
[٧] .دب:ما بنويسيم.
[٨] .آج،تب:تا،دب،مر:يا.
[٩] .مر:واجب كنيم.
[١٠] .مر+يعنى.