روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-آنجا هيچكس را از مشركان نديد،و وقت بازار درآمد و مردم به عادت موسم آنجا آمدند،و اصحاب رسول-عليه السّلام-تجارتى بسيار و معاملۀ بسيار كردند،و ايشان را در آن خير و نفع بسيار بود،و بر هر درمى[٢٧٨-پ]دو سود كردند،و باز مدينه آمدند با سلامت و غنيمت،فذلك قوله: اَلَّذِينَ اسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ ،آنان كه اجابت كردند خداى و پيغامبر را،يعنى آنگه كه ايشان را با بقيّۀ قوم احد خواندند يا با غزات بدر صغرى.و محلّ«الّذين»جرّ است براى آنكه صفت مجرورى است،و هو قوله:«المؤمنين»،و التّقدير: وَ أَنَّ اللّٰهَ لاٰ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ المستجيبين للّه و الرّسول.
مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ الْقَرْحُ ،پى آنكه [١]ايشان را جراحات و زخمها رسيده بود [٢]، و اين به حد[يث] [٣]احد لا يقتر است،و اين كلام تمام است.آنگه ابتدا كلامى [٤]ديگر كرد و گفت: لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ ،آنان را كه احسان كنند و طاعت داشت [٥]رسول-عليه السّلام-در آنچه ايشان را فرمايد.«و اتّقوا»، بپرهيزند [٦]از مخالفت و معصيت او مزدى و ثوابى عظيم باشد،و آنجا كه خبر مبتدا ظرفى مقدّم بود،شايد كه مبتدا نكره بود.
اَلَّذِينَ قٰالَ لَهُمُ النّٰاسُ ،محلّ«الّذين»هم جرّ است،به آن علّت كه در اوّل گفتيم.مراد به«ناس»اوّل نعيم بن مسعود است در قول مجاهد و مقاتل و عكرمه و واقدىّ،و اين عامّى بود كه مراد از او خاص است،و ابو اسحاق گفت و جماعتى ديگر كه:مراد به«ناس»آن جماعتند از عبد القيس كه قصّۀ ايشان برفت.
سدّى گفت:چون رسول-عليه السّلام-برگ آن كرد كه به بدر رود براى ميعاد ابو سفيان،منافقان بيامدند و گفتند:نه ما شما را گفتيم پارسال [٧]كه مرويد [٨]،برفتيد [٩]
[١] .مر:بعد ازآنكه.
[٢] .مر:زخمهايى بسيار رسيده بود.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .مر:ابتداى به كلامى.
[٥] .مر:فرمان برند.
[٦] .اساس،وز:بپرهيزيد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آج،لب،فق:به آن سال.
[٨] .دب،آج،لب،فق:مروى/مرويد.
[٩] .دب:و رفتى/و رفتيد،آج،لب،فق:برفتى/برفتيد.