روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
اعتبار بود يا بر وجه تأديب،اين حسن باشد و اگر بر وجه [١]ظلم باشد قبيح بود و ايشان را عذابى بود دردمند.
وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ [٢]الَّذِينَ كَفَرُوا ،حمزه خواند:«تحسبنّ»به«تا»و فتح«سين»،و باقى قرّاء به«يا»خوانند.آنان كه به«يا»خوانند،«الّذين»در محلّ رفع باشد به فاعليّت،و آنان كه به«تا»خوانند،أعنى حمزه و راويان او،«الّذين»در محلّ نصب باشد مفعول اوّل حسب،و اين فعل به همه حال متعدّى باشد به دو مفعول،و بر يكى اختصار نشايد كردن.و تقدير كلام بر قرائت حمزه چنين باشد:و لا تحسبنّ [أنت] [٣]يا محمّد الكافرين املاءنا ايّاهم خيرا لأنفسهم،براى آنكه«ما»مصدريّه است و فعل با او در تقدير مصدر است،و آن مصدر بدل«الّذين كفروا»باشد،و از [٤]بدل اشتمال باشد،چنان كه شاعر گفت [٥]:
فما كان قيس هلكه هلك واحد
و لكنّه بنيان قوم تهدّ ما
«هلكه»بدل«قيس»است،و آن بدل اشتمال است.و بر قرائت ديگران تقدير اين باشد كه:و لا يحسبنّ الكافرون انّ املاءنا ايّاهم خيرا لأنفسهم،مبتدا و خبر كه«إنّ»در او شده است مفعولهاى حسبانند،و لكن«انّ»به او نزديكتر است به عمل و [٦]اولىتر است،و معنى آيت آن است كه:مپندار اى محمّد،يا نپندارند [٧]كافران كه اين كه ما ايشان را فروگذاشتهايم و مدّت و مهلت داده ايشان را بهتر است،اگرچه خداى تعالى براى خير ايشان كرده است اين اطالت مدّت،و لكن چون به آن مدّت خير نمىرسانند خود را،خير در حقّ ايشان محقّق نبود.و«املاء» [٨]، امهال باشد و مدّت دراز زمان دادن،قال اللّه تعالى: وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ [٩]،و
[١] .آج،لب،فق:وجهى.
[٢] .اساس،وز،دب،آج،لب،فق،تب:تحسبنّ،با توجّه به مرو ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز وز:و آن.
[٥] .تب+شعر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز لب:او،لب:واو.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:يا نبايد كه پندارند.
[٨] .اساس،وز،دب،فق،مر+و،با توجّه به لب،تب،زايد مىنمايد.
[٩] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٨٣.