روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٦ - ترجمه
و بك.همچنين نشايد:مررت بك و زيد،و اين وجهى نكوست.و ابو علىّ الفارسىّ گفت:براى آنكه حرف جرّ در ضمير به منزلۀ بعضى از اوست،و العطف على بعض الاسم لا يصحّ.وجهى ديگر گفت:اسم ظاهر مستقل است و اسم ضمير به نفس خود مستقل نيست،و روا نبود عطف ما يستقلّ على ما لا يستقلّ.و گروهى كه عذر قرائت حمزه خواستند،گفتند:«واو»قسم است،براى آن مجرور است ما بعد او،و بر اين وجه اعتراض كردند به آنكه گفتند:معنى قسم لايق نيست اين جا،براى آنكه اگر جواب قسم خواهند«انّ اللّه»باشد،و بر اين قسم نكند خداى تعالى،سوگند جز به خداى و نامهاى خداى روا نبود.و رسول-عليه السّلام-گفت:
لا تحلفوا بآبائكم، سوگند مخوريد به پدرانتان.چگونه شايد كه رسول-عليه السّلام-از چيزى نهى كند،و حقتعالى از آنچه بليغتر باشد روا فرمايد [١]داشت.
و عبد اللّه عبّاس و عكرمه و سدّى و حسن و ربيع و ضحّاك و ابن جريج و ابن زيد گفتند،معنى آنكه:فاتّقوا اللّه و اتّقوا الارحام فصلوها،و ارحام را مراقبت كنى [٢]كه بپيوندى [٣].و عبد اللّه بن يزيد المقرى خواند:«و الارحام»،به رفع،على تقدير و الارحام فصلوها [٤]و گفت:بر اغراء باشد كه اگرچه اغراء بيشتر منصوب آيد،مرفوع هم آمده است في قول الشّاعر [٥]:
انّ قوما منهم عمير و أشبا
ه عمير و منهم السّفّاح
لجد يرون باللّقاء إذا قا
ل أخو النّجدة السّلاح السّلاح
اللّه تعالى [٦]در آيت تحذير كرد مكلّفان را از معاصى او و تذكير نعمت او بر ايشان به خلق ايشان،و امر كرد ايشان را به مراعات و مراقبت جانب خويشان براى آنكه در اين جا وصيّت باشد به زنان و عورات [٧]و اطفال صغار و تودّد و تراحم تنبيه ايشان را بر آنكه ايشان از يك نفس آفريدهاند تا ايشان[را] [٨]،[٢٨٩-پ]بر يكديگر رحمت
[١] .فق:بايد.
[٢] .تب:كنيد.
[٣] .تب:بپيونديد.
[٤] .اساس+و ارحام را مراقبت كنى كه بپيوندى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .وز+شعر.
[٦] .آج،لب،فق:«اللّه تعالى»را ندارد.
[٧] .اساس و وز:به زبان عورت،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.