روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧ - ترجمه
ثواب مستحقّ او بازگيرد،و امّا به آنكه تا او را مستحقّ عذاب كند.و در آيت دليل است بر بطلان قول مجبّره كه گفتند:خداى تعالى ظلم خواهد و ظلم كند، براى آنكه به لفظ نكره نفى كرد از خود ارادۀ هر ظلمى نامعيّن،چنان كه گويى:
جاءنى رجل أو ما جاءني رجل،و بر هر مردى كه در جهان است برافتد [١]نامعيّن،و نيز دليل است بر آنكه ظلم نكند،براى آنكه اجماع است كه:خداى تعالى فعلى نكند كه نخواهد همۀ افعال خود را مريد باشد،پس آيت دليل است بر آنكه ظلم نكند و نخواهد.
وَ لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ ،وجه اتّصال اين آيت به آيت متقدّم آن است تا قيدى و تأكيدى باشد آن را كه گفت: وَ مَا اللّٰهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعٰالَمِينَ ،براى آنكه ظلم [٢]و قبيح آنكس كند كه جاهل باشد به قبح آن،يا محتاج باشد به آن.چون قديم-جلّ جلاله-بازنمود كه:ملك آسمان و زمين و هرچه در آسمان و زمين است همه او راست [٣]،و مرجع و مردّ همه كارها با او است،به هيچ حال او را حاجت نباشد [٤]به ظلم كردن و ظلم خواستن،چه آن را كه ملك آسمان و زمين او را باشد، مستغنى بود.پس اين حجّت و بيّنت آن دعوى است كه در آيت اوّل گفت،و وجوه آنكه چرا به لفظ رجوع گفت و از او بيامده نيست تا با او شود گفته شد پيش از اين.
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ ،عكرمه و مقاتل گفتند [٥]:آيت در جماعتى آمد از صحابۀ رسول، منهم:عبد اللّه بن مسعود و أبىّ بن كعب،و سبب آن بود[كه] [٦]:مالك بن الضّيف و وهب بن يهودا دو حبر بودند از احبار جهودان،اينان را گفتند:ما از شما بهيم و دين ما از دين شما بهتر است.خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر ايشان [٧].
سعيد جبير گفت از عبد اللّه عبّاس،كه او گفت:هم المهاجرون،آنانند كه با رسول -عليه السلام-هجرت كردند و از مكّه به مدينه آمدند.و ضحّاك گفت:اصحاب رسولند خاصّة
[١] .مب،مر:مىافتد.
[٢] .مب،مر+قبيح است.
[٣] .مب،مر:همه از اوست.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نيست.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[٦] .اساس،وز،دب،آج،لب،فق:ندارد،با توجّه به مب و مر افزوده شد.
[٧] .مب،مر:بر جهودان.