روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
متعاقبند [١]به جاى ديگر [٢]بايستند،كقوله تعالى: وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا [٣]،أى و من بناها،و قوله: قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ [٤].و ابو عمرو بن العلاء گفت،در مكّه شنيدم از بعضى اعراب:سبحان ما [٥]سبّح الرّعد بحمده.
مٰا طٰابَ لَكُمْ ،أى حلّ لكم.ابن ابى اسحاق و الجحدرىّ و الاعمش خواندند:
«ما طيب»،به اماله.و در مصحف ابىّ به«يا»نوشته است،نكاح بندى [٦]بر زنان چندان كه حلال است شما را. مَثْنىٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ ،اين اعدادى [٧]معدول است عن اثنين اثنين و عن ثلاثة ثلاثة،و بر اين قياس تا به ده شايد،و لكن مسموع تا چهار است و در بيت كميت آمده [٨]:
فلم يستر يثوك حتّى رمي
ت فوق الرّجال خصالا عشارا
و سبب منع صرف او وصف است و عدل،و«واو»در آيت به معنى«او»ست كه معنى«او»تخيير است،كقوله تعالى: قُلْ إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ مَثْنىٰ وَ فُرٰادىٰ [٩]...،و بر اين اجماع امّت است،و چون جملۀ عدد بر هم آرى نه باشد، و كس را اين عدد حلال نيست به اجماع مگر رسول[را] [١٠]-عليه السّلام،و اين از خصايص او بود.
راوى خبر گويد كه قيس بن الحارث گفت:پيش از نزول آيت من هشت زن داشتم.چون اين آيت آمد،من گفتم:يا رسول اللّه!من هشت زن دارم،چگونه كنم؟ گفت:چهار را نگاهدار و باقى را رها كن.گفت:با خانه رفتم و يكيك را پيش خواندم و پرسيدم كه از شما كيست كه فرزند دارد،و كيست كه ندارد؟آنان را كه فرزند داشتند چهار را بازگرفتم،و باقى را رها كردم.
فَإِنْ خِفْتُمْ ،اگر ترسى [١١].و ترس از باب ظنّ باشد كه عدل نتوانى كردن و
[١] .آج،لب،فق:معاقبند.
[٢] .تب:يكديگر.
[٣] .سورۀ شمس(٩١)آيۀ ٥.
[٤] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٢٣.
[٥] .اساس:من،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،فق:ببندى،وز،تب:بنديد.
[٧] .آج،لب،فق:اعداد.
[٨] .آج،لب،فق:كم آمده.
[٩] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ٤٦.
[١٠] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[١١] .تب:ترسيد.