روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٣ - ترجمه
انصاف دادن از ميان چهار. فَوٰاحِدَةً ،بنصب على تقدير:فانكحوا واحدة،و ابو جعفر المدنىّ خواند:[فواحدة] [١]،على تقدير:فليكفكم واحدة،أو فواحدة كافية لكم، كقوله: فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتٰانِ [٢]،أى يشهدون أى [٣]يكفون.
أَوْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ ،به آنچه دست راست شما مالك بود آن را،يعنى پرستاران.و اگرچه اضافۀ«ملك»بر حقيقت با جمله بود،يمين را براى آن تخصيص كرد كه علامت ملك تصرّف بود،و تصرّف در اغلب به دست راست كنند.
و بعضى اهل معانى گفتند: أَوْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ ،أى ما نفذت فيه أيمانكم، جمع يمين من القسم و الحلف از آنان كه سوگند شما در او روان باشد،و تمسّك كرد در اين
قول بقول النّبىّ-عليه السّلام: لا نذر في معصية اللّه و لا فيما[لا] [٤]يملك بن آدم، و اين قول ضعيف است.و تمسّك آنان كه به ظاهر آيت تمسّك كردند در وجوب نكاح درست نيست،اگرچه ظاهر او در امر قرآن [٥]بر وجوب بود براى آنكه به دليل عدول كنند از ظاهر،و اجماع[٢٩١-ر]امّت است بر آنكه نكاح سنّت است و واجب نيست.دگر آنكه از قرائن آيت معلوم آن است كه آيت را اگرچه ظاهر امر است،مراد نهى و تهديد است از نكاح بيشتر از چهار زن.
ذٰلِكَ أَدْنىٰ أَلاّٰ [٦]تَعُولُوا ،روايت كردند از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
ان لا تعولوا،أى تميلوا أى تجوروا. تفسير عول به جور فرمود،آن نزديكتر بود به آنكه جور نكنى.و به دگر روايت عيل [٧]و چسبيدن [٨]از راه حق،و بيشتر مفسّران بر اين تفسير دادند،و هر دو متقارب المعنى است.و مقاتل گفت:در لغت جرهم چنين آمد كه:
ميزان عائل أى مائل،و در كلام عثمان بن عفّان آمده است:بميزان لا أعول،أى لا اميل،و قال ابو طالب:
[١] .اساس،وز:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٢.
[٣] .آج،لب،فق،تب:أو.
[٤] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٥] .كذا:در اساس،همۀ نسخه بدلها:اوامر قرآن.
[٦] .تب:ان لا.
[٧] .كذا:در اساس،وز،تب:بميل،لب،فق،مر:تميل.
[٨] .اساس،فق:وحشدن،وز،آج:وحشيدن،مر:چشيدن،با توجّه به تب تصحيح شد.