روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩١ - ترجمه
ايمان آريد [١]و از ايشان مطالبۀ اين قربان مكنيد [٢].
آنگه حقتعالى گفت:يا محمّد!به جواب ايشان بگو قَدْ جٰاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنٰاتِ ،پيش از من پيغامبرانى آمدند با حجّتها و قربانها كه آتش بخورد،چرا ايشان را بكشتيد [٣]چون زكريّا و يحيى-عليهما السّلام-و ديگر پيغمبران [٤]را كه جهودان بكشتند ايشان را،اگر [٥]شما راستيگريد [٦]در اين دعوى كه مىكنيد [٧]؟و [آيت] [٨]اگرچه خطاب است با جهودان عطر رسول،مراد پدران ايشاناند چنان كه [٩]آيات سورة البقره گفتند براى آن حواله كرد بر ايشان كه همه يكى بودند در ملّت و اعتقاد،و گفتهاند:براى آنكه اينان به فعل ايشان راضى بودند،و آيت وارد است مورد تكذيب جهودان در آن دعوى كه كردند،و نيز در آيت رسول را-عليه السّلام- تسليت [١٠]است از اين وجه كه اگر اينان صدق تو مىدانند [١١]و تو را تكذيب مىكنند، چه عجب كه پدران اينان صدق آن پيغامبران[مى] [١٢]دانستند و ايشان را مىكشتند.
آنگه رسول را-عليه السّلام-دلخوشى مىدهد بقوله: فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ ،اگر تو را اى محمّد تكذيب مىكنند،پيش از تو پيغامبران ديگر را تكذيب كردند كه: جٰاؤُ بِالْبَيِّنٰاتِ ،كه ايشان حجّتها آوردند[و كتابها آوردند] [١٣].و «زبر»جمع زبور باشد،و زبور به تازى كتاب بود،فعول به معنى مفعول است،من زبرت أى كتبت [١٤].
[١] .دب،آج:آرى/آريد.
[٢] .دب،آج،لب،فق:نكنى/نكنيد.
[٣] .دب،آج،لب،فق:بكشتى/بكشتيد.
[٤] .تب:پيغامبران.
[٥] .اساس:كه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب:راستگرى/راستگريد،فق:راستگيرى،تب:راست گوييد.
[٧] .دب،آج،لب:مىكنى/مىكنيد.
[١٢] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٤/٣)+در.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مر:تسلّى.
[١١] .مر:نمىدانند.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .آج+لامرئ القيس،تب+شعر.