روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٣ - ترجمه
غرغره [١]رسد،خداى تعالى توبۀ او قبول كند.
ابو سعيد خدرىّ روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت،ابليس گفت:
خداى را به عزّت و جلال تو كه مفارقت نكنم از بنى آدم ما دام تا جانشان در تن بود.
حقتعالى گفت:به عزّت و جلال من كه در توبه بر ايشان گشاده دارم تا جانشان زير بر باشد.
هم ابو سعيد روايت كند كه،رسول-عليه السّلام-گفت كه:ابليس[گفت] [٢]:
بار خدايا!به اين كه با من كردى بندگان تو را اضلال و اغوا مىكنم تا جانشان در تن باشد.
حقتعالى گفت:به عزّت و جلال من كه [٣]ايشان را مىآمرزم تا استغفار مىكنند.
وَ كٰانَ اللّٰهُ عَلِيماً حَكِيماً و خداى تعالى هميشه دانا و محكم بوده است [٤]، دانا به احوال بندگان،و حكيم به عفو و عقوبت ايشان [٥].
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئٰاتِ -الآية،حقتعالى در آيت بيان كرد كه قبول توبه تا كى باشد،گفت:توبه نباشد آنان را كه اصرار كنند بر كفر و معاصى تا آنگه كه مرگ به ايشان حاضر آيد و به در مرگ رسند،و اعلام مرگ پيدا شود ايشان را از معاينۀ فرشته و جز آن چيزهايى كه ايشان را ملجا كند به توبه،آنگه گويند ما توبه كرديم،و حكم كافران در اين باب هم اين است: وَ لاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفّٰارٌ ،و نه آنان كه به در مرگ رسند و ايشان كافر باشند.و«الّذين»در محلّ جرّ است عطفا على قوله للّذين [٦]و التّقدير [٧]:و لا الّذين [٨]يموتون،و«واو»حال راست في قوله: وَ هُمْ كُفّٰارٌ أُولٰئِكَ أَعْتَدْنٰا ،و أصله أعددنا،قلب كردند يك«دال»را با
[٦] [١] .آج،لب،فق:به غرغر.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر+من.
[٤] .آج،لب،فق،مر:محكم كار باشد.
[٥] .مر+قوله تعالى.
[٧] .اساس:للتقدير،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مر،تب:و لا للّذين.