روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
مؤرّج گفت:جزاى [١]آن عمل در گردن ايشان كنند ملازم باشد به ايشان چون ملازمت طوق با گردن،و مثله قوله: أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِي عُنُقِهِ [٢].
أنس روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
مانع الزّكاة فى النّار، آنكه زكات بندهد [٣]در دوزخ است.و رسول-عليه السّلام-گفت:صدقه با هيچ مال آميخته نشود الّا هلاك كند [٤]آن را [٥].رسول-عليه السّلام-گفت:هيچ قوم نباشد كه زكات مال بازگيرند،الّا [٦]خداى تعالى باران از ايشان بازگيرد.
در خبر هست [٧]كه:اعرابى بود و گوسپند [٨]داشت و زكات ندادى [٩]از آن، روزى سائلى سؤال كرد،برهاى [١٠]به او داد.شبى در خواب ديد كه:آن گوسپندان [١١]همه بيامدند و قصد او مىكردند،و آن بره [١٢]بيامدى و ايشان را منع مىكردى و در پيش او مىايستادى [١٣]،و او مىگفتى:اگر من دانستمى اين را ياران [١٤]بسيار كردمى.
چون بيدار شد،حساب بكرد و زكات تمام بداد،و شاعر گويد [١٥]:
يا مانع المال كم تضنّ به
تطمع باللّه فى الخلود معه
هل حمل المال ميّت معه
أ ما تراه لغيره جمعه
و قال آخر [١٦]:
يا جامعا مانعا و الدّهر يرمقه
مفكّرا اىّ باب منه تغلقه
جمعت مالا ففكّر هل جمعت له
يا جامع المال أيّاما تفرّقه
و در خبر است كه:زهرى يك روز [١٧]نزديك زين العابدين علىّ بن الحسين
[١] .اساس،لب،فق:چرا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١٣.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر:ندهد.
[٤] .الّا كه تباه كند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٦] .مر+كه.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:است.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گوسفند.
[٩] .فق،مر:نمىداد.
[١٢] [١٠] .دب،فق،مر:برّه(با تشديد)
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز وز:گوسفندان.
[١٣] .مر:او ايستاده بود،ديگر نسخه بدلها:او ايستادى،دب،آج،لب،فق+و منع ايشان كردى از وى،همه از آن يك بره هزيمت كردندى.
[١٤] .آج،لب،فق:ياد آن.
[١٦] [١٥] .تب+شعر.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها بجز مر+در.