روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - ترجمه
بنشست،عمر او را گفت:چرا كرانه مىگيرى؟مىپندارى كه پدرت را من كشتم روز بدر؟و اللّه كه خواستمى كه من كشته بودمى او را،و لكن روز بدر او را ديدم كه مىآمد كالثّور،مانند گاو-و از خشم كف از دهن مىانداخت.از او عدول كردم،او قصد من كرد و مرا گفت:الى أين يا ابن الخطّاب،كجا مىروى اى پسر خطّاب؟ على از پس پشت او درآمد و او را تيغى زد و بيفگند،آنگه تمام بكشت او را،و على حاضر بود،گفت:
اللّهمّ عفوا و غفرا ذهب الشّرك بما فيه [١]، چرا مردمان را احوال گذشته ياد مىدهى؟سعيد بن العاص گفت:و اللّه كه من بخواستمى [٢]كه كشندۀ پدرم جز پسر عمّش بودى-علىّ بن ابي طالب-كه او كفوى كريم است.
عروة بن الزّبير گفت از اميرالمؤمنين كه:روز بدر طعيمة بن عدىّ بن نوفل از پيش من بر افتاده[٢٥٩-پ]بود [٣]به نيزه از پشت اسپش بيفگندم [٤]چنان كه برنخاست [٥]،و گفتم:
و اللّه [٦]لا تخاصمنا فى اللّه بعد هذا، به خدا كه پس از اين با ما در حقّ خداى خصومت نكنى،و در باب قتال اميرالمؤمنين و كشتن او مشركان را، و بذل جهد كردن او و تحريض [٧]مشركان بر او [٨]،اسيد بن إياس گفت:
في كلّ مجمع غاية اخزاكم
جذع أبرّ على المذاكى القرّح
للّه دركم أ لمّا تنكروا
قد ينكر الحرّ الكريم و يستحيي
هذا ابن فاطمة الّذي افناكم
ذبحا و قتلة قعصة لم تذبح
اعطوه خرجا و اتّقوا بضريبة
فعل الذّليل و بيعة لم تربح
أين الكهول و أين كلّ دعامة
فى المعضلات و أين زين الابطح
أفناهم قعصا و ضربا يفتري
بالسّيف يعمل حدّه لم يصفح
اين طرفى است از اين قصّه بر سبيل اختصار چنان كه شرط رفته است و شرح و سياقۀ آن در كتب مغازى مشروح باشد.
فَاتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ،از خداى بترسيد [٩]تا شاكر باشيد [١٠]،و ثواب شما
[١] .دب+اى عمر،آج،لب،فق،مب،مر+يا عمر.
[٢] .كذا:در اساس و وز،ديگر نسخهبدلها:نخواستمى.
[٦] [٣] .وز+و.
[٤] .دب،آج،لب،فق:فگندم.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:برنخواست.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تحريص.
[٨] .مب،مر+چنان كه.
[٩] .آج،لب،فق:بترسى/بترسيد.
[١٠] .آج،لب،فق:باشى/باشيد.