روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٠ - ترجمه
با خداى خواند،خداى تعالى اين آيت فرستاد،و شعبى و محمّد بن اسحاق بن يسار گفتند:روز احد چون كارزار منقرض شد،جماعتى مشركان بر بالايى شدند.رسول -عليه السّلام-گفت:برانى [١]اينان را[از] [٢]اين جا.ايشان را براندند،و رسول -عليه السّلام-برآن بالا شد و بنگريد،هند را ديد و جماعتى زنان با او،مر كشتگان مسلمانان را مثله مىكردند گوش و بينى و انگشتان و مذاكير مىبريدند و با رشته مىكردند [٣].و هند-عليها اللّعنة [٤]-شكم حمزه بشكافته بود و جگر او بگرفته و در دهن نهاده خواست تا بخايد [٥]،خداى تعالى تمكين نكرد و در دهن او سنگى شد.آن ملعونه بر بالايى شد و به آواز بلند اين بيتها مىخواند:
نحن جزيناكم بيوم بدر
و الحرب بعد الحرب ذات السّعر [٦]
ما كان عن عتبة لي من صبر
أبي و عمّي و أخي و بكري
شفيت نفسي و قضيت نذري
و سكّن القتلى غليل صدري
عبد اللّه بن جحش پيش از كارزار احد گفت:بار خدايا![٢٦١-ر]اگر فردا ما را ملاقات به اين كافران شود،من مىخواهم تا شكمم بشكافند و گوش و بينى [٧]ببرند تا روز قيامت با پيش تو آيم،تو گويى:اين معامله با تو چرا كردند؟من گويم:
براى تو،چون كارزار برفت همچنان كردند.يكى از جملۀ صحابه كه اين سخن شنيده بود از او،گفت:امّا اين مرد آنچه خواست[در دنيا بدادند او را،و آنچه خواست] [٨]در قيامت هم بدهند.
چون رسول-عليه السّلام-آن ديد كه با حمزه و صحابه كرده بودند از مثله، گفت:اگر ما را بر اينان دست بود مكافات اين باز كنيم،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:برانيد.
[٨] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٣] .مب،مر:و با ريسمانى مىكشيدند.
[٤] .مب،مر:هند ملعونه.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تا بخورد.
[٦] .كذا:در اساس و همۀ نسخهبدلها،سيرت رسول اللّه(٦٧٧/٢):ذات سعر.
[٧] .مب،مر+مرا.