روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٣ - ترجمه
معنى آن است كه:أ لم تعلم.
رمّانى گفت:به معنى رؤيت بصر است،و رؤيت و علم هيچ دو به«الى» متعدّى نباشد،و گفتند:«الى»براى مبالغه آورد،يعنى أ لم تنته برؤيتك و علمك إليهم،براى آنكه«الى»انتهاى غايت را باشد،و آنان كه ايشان را نصيب دادند از كتاب،جهودانند كه در مدينه بودند در قول عبد اللّه عبّاس و قتاده و عكرمه.
يَشْتَرُونَ الضَّلاٰلَةَ ،كه گمراهى مىبخرند [١]،و در آيت حذفى و اختصارى هست،و معنى آن است كه:بالهدى،يعنى بدل كردند هدى را به ضلالت،و ايمان را به كفر،و ره نجات را به ره هلاك.
زجّاج گفت:براى آن به لفظ«اشتراء»گفت كه ايشان از عوامّ رشوت ستدندى،پس به آن ماند كه آن به بهاى ديانت و هدايت خود كردند،براى آنكه چون آن بستدند اين از دست بدادند.و مراد به«كتاب»تورات است.آنگه گفت:
ايشان شما را چون خود مىخواهند،چنان كه ايشان بر ضلالند و مىخواهند تا شما نيز بر ضلال باشيد.
وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِأَعْدٰائِكُمْ ،يعنى منكم،و خداى به دشمنان شما از شما عالمتر است تا به ايشان گمان خير نبرى [٢]و به ايشان مشورت نكنى [٣]و از ايشان طلب نصيحت نكنى [٤].و گفتهاند:«أعلم»به معنى عليم است،چنان كه گفت: وَ هُوَ أَهْوَنُ عليه اى هين آنگاه گفت:شما را با ايشان چه حاجت است و به يارى و مشورت و رأى ايشان؟و خداى شما را بس است به ولايت و نصرت.و گفتند:ولايت هم به معنى نصرت است،الا آن است كه تكرار براى اختلاف لفظ كرد،كقوله:
و الفى قوله [٥]كذبا و مينا
و گفتهاند:ولايت اولىتر است،و اولىتر آن بود كه معنى مختلف باشد،و«با» در«كفى» [٦]زيادت است،و معنى كفى اللّه،و نصب«وليّا»و«نصيرا»بر تمييز [٧]
[١] .تب:مىخرند.
[٢] .مر،تب:نبريد.
[٣] .مر،تب:نكنيد.
[٤] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٢٧.
[٥] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،ضبط كلمه درج ٩ ص ١٨٠ و ج ١٦ ص ١٠٥:قولها مىباشد.
[٦] .مر،تب:كفى باللّه.
[٧] .آج،لب،فق:تميز.