روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
الكسر،و منه الفضّة،و قال أبو النّجم:
مستعجلات القبض عين جرد [١]
ينفضّ عنهنّ الحصى بالصّمد
و اشارت در آيت و حكايت غايت كرم اوست،منه العطاء،و منه الثّناء،هم او بدهد،و هم او ثنا كند.
فَاعْفُ عَنْهُمْ ،[عفو] [٢]بكن از ايشان آنچه روز احد كردند. وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ ،و براى ايشان استغفار كن و آمرزش خواه تا من ايشان را بيامرزم.اشارت در اين آن است كه از دو بيرون نيست:يا تو را آزارند يا مرا،اگر تو را مىآزارند من شفيعم.
فَاعْفُ عَنْهُمْ ،و اگر مرا آزارند تو شفيع باش، وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ .
وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ،و به ايشان مشورت كن در كار.و اصل«مشورت» استخراج رأى باشد،من قولهم:شرت الدّابّة إذا استخرجت جريها،و شرت العسل إذا استخرجته،اشرته و اشترته بمعناه،و اين جاى را كه در او اسپ تا زند يا اسپ عرضه كنند بر خريدار آن را مشوار خوانند،قال الاعشى:
كأنّ جنيّا من الزّنجبي
ل بات بفيها و أريا مشورا
من شرت و من اشرت،قول عدىّ بن زيد:
في سماع بأذن الشّيخ له
و حديث مثل مأذىّ مشار
و علما خلاف كردهاند در آنكه خداى-جلّ جلاله-چرا رسول را- عليه السّلام-فرمود كه با كمال عقل و اصابت رأى و انديشۀ او در عواقب با ايشان مشورت كن و با وحى آسمان او را به آنچه حاجت بود؟بعضى گفتند:مراد خاصّ است،يعنى به آنچه در آن به نزديك تو از خداى [٣]وحى [٤]نباشد با ايشان مشورت كن.
دليل اين قول قرائت عبد اللّه عبّاس است:و شاورهم في بعض الأمر.
كلبي گفت:خاصّ است به امر كارزار و آنچه تعلّق به آن دارد كه ايشان را در آن علمى و تجربتى بود.
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،مصراع در تفسير قرطبى(٢٤٩/٤)چنين است: مستعجلات القيض غير جود
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر:به نزديك خداى.
[٤] .آج:وحيى.