روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٦ - ترجمه
جواب كسى كرد كه او را تعجّب آمد از تفاوت نصيبها،و آنكه نصيب مادر و پدر كمتر است از نصيب فرزندان.و در معنى او خلاف كردند.
مجاهد گفت:يعنى در دنيا شما ندانى [١]كه كيست كه نافعتر است از اينان كه پدران شمااند يا فرزندان شما شما را.
بعضى دگر گفتهاند:معنى آن است [٢]پدر را نفقۀ فرزند واجب بود چون فرزند محتاج باشد،و فرزند را نيز نفقۀ پدر واجب بود چون پدر محتاج باشد.پس ايشان در اين باب راستاند،و لكن شما ندانى [٣]كه حاجت كه را باشد به صاحبش از اينان.
قولى دگر آن است كه:شما ندانى [٤]كه باشد كه از پيش صاحبش بميرد تا ميراث او بردارد،و تمنّاى مرگ يكديگر مكنى [٥]براى ميراث،و نصب«نفعا»بر تميز [٦]باشد.و قوله: فَرِيضَةً ،گفتهاند:نصب او بر حال است،يعنى لهؤلاء الورثة ما ذكرناه مفروضا مقدّرا.و گفتهاند:على المصدر،من قوله: يُوصِيكُمُ اللّٰهُ فِي أَوْلاٰدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ،فرضا مفروضا.و گفتهاند:تميز [٧]است من قوله:
فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ فريضة،كما تقول [٨]:هذا المال لك هبة أو صدقة.و در ثلث و ربع [٩]تثقيل و تخفيف روا بود،و هر دو لغت است.
إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً ،أى لم يزل كذلك،كان دليل ماضى باشد و معنى آن است كه:خداى تعالى هميشه عليم و حكيم بود.فامّا«عليم»مبالغه باشد در عالم،و عالمى او را صفت ذات است.و در حكيمى دو وجه رواست،چنان كه بيان كرده شد پيش از اين.
قوله: وَ لَكُمْ نِصْفُ مٰا تَرَكَ أَزْوٰاجُكُمْ -الآية،قديم-جلّ جلاله-در آن آيت كه رفت ذكر وارثانى كه من جهت النّسب ميراث گيرند بكرد [١٠]،در اين آيت ذكر ميراث خواران سببى كرد،گفت:شما راست كه مردانيد [١١]نيمۀ آنچه زنان شما بگذارند اگر
[١] .وز،آج،لب،تب:ندانيد،مر:ندانستيد.
[٦] [٢] .آج،لب،فق،مر،تب+كه.
[٤] [٣] .آج،لب،مر،تب:ندانيد.
[٥] .مر،تب:مكنيد.
[٧] .وز،تب:تمييز.
[٨] .فق:يقول،مر:يقال.
[٩] .آج،لب+به.
[١٠] .آج،لب+و.
[١١] .آج،لب،فق:مردانى/مردانيد.