روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٢ - ترجمه
باشد از پادشاهى،پس ندهند مردمان[را] [١]اندكى [٢].
[٣١٥-پ] يا حسد مىبرند بر مردمان بر آنچه داد ايشان را خداى از فضلش،داديم ما آل ابراهيم را كتاب و نبوّت و داديم ايشا [٣]پادشاهى بزرگ.
از ايشان كس هست كه ايمان آرد و از ايشان كس هست كه برگرديد از او،و بس است دوزخ افروخته.
آنان كه كافر شدند به آيات ما بچشانيم [٤]ايشان را آتشى كه هرگه كه پخته شود پوستهاى ايشان بدل كنيم ايشان را پوستهايى جز آن تا بچشند [٥]عذاب كه خداى قاهر و محكم كار است.
و آنان كه بگرويدند و كردند كارهاى نيكو در بريم ايشان را در بهشتهايى كه مىرود از زير آن جويها،هميشه باشند آنجا [٦]جاودان،ايشان را بود در آنجا زنان [٧]پاكيزه،و در برويم ايشان را در سايهاى گسترده [٨].
قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتٰابِ ،خطاب است با رسول -عليه السّلام-و صورت او استفهام است،و مراد تعجيب،نمىبينى!زجّاج گفت
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و تب افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق:كه آنگاه ندادندى مردم را مقدار گواستۀ خرما كه بر پشت او بود.
[٣] .وز،تب،آج،لب،فق:ايشان را.
[٤] .آج،لب،فق:زود بود كه درآريم.
[٥] .اساس:بچشيد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب:در آن.
[٧] .وز،تب:زنانى.
[٨] .آج،لب،فق:سايهاى نيك سايه.