روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٩ - ترجمه
خطّاب بر پاى خاست [١][و] [٢]گفت:رضينا باللّه ربّا و بالإسلام دينا و بالقرآن اماما و بك نبيّا فاعف عنّا عفا اللّه عنك،ما راضى شديم به آنكه خداى-جلّ جلاله- خداى ماست،و اسلام دين ماست،و قرآن امام ماست،و تو پيغامبر مايى،عفو بكن ما را كه خداى تو را عفو كناد.رسول-عليه السّلام-گفت:
فهلا [٣]أنتم منتهون، آنگه از منبر به زير آمد [٤].چون عبد اللّه حذافه با خانه رفت،مادر او را گفت:اى پسر!چرا مرا بر پيغامبر عرض كردى؟گفت:براى آنكه مردم سخنها [٥]مىگفتند،خواستم تا حقيقت صحّت نسب خود بدانم،و آنكه قول مردمان در تو راست است با دروغ.
اكنون چون رسول اين بگفت،دگر كسى سخنى نتواند گفتن،خداى تعالى اين آيت فرستاد [٦].
ابو العاليه گفت:مؤمنان از رسول-عليه السّلام-درخواستند تا از خداى در خواهد تا ايشان را علامتى نهد ميان ايشان و منافقان.خداى تعالى اين آيت فرستاد،قوله: مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ ،«ما»نفى است و«لام»تأكيد نفى است،چنان كه قائل گويد:ما كنت لا فعل كذا [٧]،معنى آن است كه:من از آنان [٨]نيم كه اين كار كنم هرگز نيست خداى تعالى ازآنكه شما را بر ابهام و عطلت رها كند.
در نظم آيت خلاف كردند.عبد اللّه عبّاس و مقاتل و ضحّاك و كلبي گفتند و بيشتر مفسّران كه تقدير آن [٩]است:ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه ايّها الكافرون و المنافقون في تلبّسكم بالمؤمنين و تشبّهكم بهم في اظهار شعار الاسلام، آيت خبر است از مؤمنان و خطاب است با كافران و منافقان.و بعضى دگر گفتند:
آيت خبر است از مؤمنان و خطاب است به ايشان،و التّقدير:ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما هم عليه،الّا أنّه عدل عن الغياب الى الخطاب،بر تلوين [١٠]كلام گفت-چنان كه عادت ايشان است-در عدول كردن از غياب با خطاب،چنان كه گفت:
[١] .دب،لب،مر،تب:خواست.
[٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٣] .آج،لب،فق،مر:فهل.
[٤] .آج،لب،فق:از منبر برآمد.
[٥] .دب:سخنان.
[٦] .اساس+و،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] .تب:افعل كذا.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:از آن.
[٩] .آج،لب،فق:اين.
[١٠] .آج،تلواين.