روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٣ - ترجمه
عليه السّلام:
البخيل مستعجل للفقر يعيش فى الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فى القيامة [١]حساب الاغنياء ،گفت:بخيل استعجال درويشى مىكند،در دنيا زندگانيش چون زندگانى درويشان باشد،و در قيامت حسابش [٢]حساب توانگران باشد.پس چون چنين باشد،بخل صاحبش را بهتر نبود،بل [٣]بتر بود.
سَيُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،«سين»سين استقبال است،به معنى «سوف»،و اثر او آن بود كه فعل مضارع را از آن ببرد كه حال را شايد به مستقبلش مخصوص كند،به طوقى كند آن مال كه او به آن بخل كرده باشد،و«بخل»عبارت باشد از منع واجب چون زكات و نفقات آنان كه نفقهيش [٤]بر او واجب بود،براى آنكه بخل اسم ذمّ است و ذمّ الّا به ترك واجب و فعل قبيح نباشد،و آنچه در عرف آن را كه[٢٨١-پ]عطا ندهد و احسان نكند او را بخيل خوانند مجاز بود،و عرب براى آن بخيل خوانند كه او را كه [٥]منع قرى و ميزبانى بكند [٦]رهگذرى را كه به نزديك ايشان قرى الضّيف واجب [٧]،پس مذمّت هم بر ترك واجب كنند،و ابياتى كه گفتند در مذمّت آنان كه ايشان منع طعام كردند از مهمان كقول الشّاعر [٨]:
قوم اذا أكلوا أخفوا كلامهم
و استوثقوا من رتاج الباب و الدّار
قوم اذا استنبح [٩]الاضياف كلبهم [١٠]
قالوا لأمّهم بولي [١١]على النّار
و مانند اين محمول باشد بر اين كه گفتيم ايشان واجب شناختهاند.قوله:
سَيُطَوَّقُونَ ،بعضى مفسّران گفتند:روز قيامت آنان را كه منع زكات كرده باشند بيارند،و آن مال ايشان مارى گرداند خداى تعالى و در گردن ايشان طوق كند تا او مغز ايشان مىخورد تا آنگه خداى تعالى حساب خلقان بكند،آنگه او را همچنان مطوّق به آن طوق به دوزخ برند،و اين قول عبد اللّه مسعود و عبد اللّه عبّاس و ابو وائل و ابو مالك
[١] .دب:فى الآخرة.
[٢] .مر+چون.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .تب:نفقهاش.
[٥] .وز،دب:كه آن را كه،آج،لب،فق:كه آن را،تب:كه.
[٦] .اساس:نكند،با توجّه به آج تصحيح شد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر+باشد،تب+بود.
[٨] .تب+شعر.
[٩] .اساس،وز،تب:اذا استبخ،لب،فق:اذا استبح،مر:ندارد،متن با توجّه به آج و مآخذ شعرى تصحيح شد.
[١٠] .اساس،وز،لب،فق،مر،تب:كلّهم،با توجّه به آج و مآخذ شعر و لغت تصحيح شد.
[١١] .اساس،وز،دب،لب،فق،مر:بولوا،با توجّه به آج و مآخذ شعر و لغت تصحيح شد.