روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٣ - ترجمه
من لم يمت عبطة يمت هرما
للموت كأس و المرء ذائقها
آخر [١]:
و من لا يعتبط يسأم و يهرم
و يسلمه المنون إلى انقطاع
چون از مرگ چاره نيست على احسن الحال،رفتن اولىتر باشد عند اللّه و عند النّاس خصوصا به نزديك عرب كه ايشان پسنديده ندارند آن را كه به مرگ خود ميرد، چنان پسندند كه بكشند،و اين معنى در كلام و اشعار ايشان ظاهر است:
و ما مات منّا سيّد حتف أنفه
و لا طلّ منّا حيث كان قتيل
تسيل على حدّ الظّبات نفوسنا
و ليست [٢]على غير السّيوف تسيل
چون حال بر اين جمله است و مرجع با خداست [٣]،عقل اقتضاى آن كند كه چنان روند كه به محلّ اكرام و اعزاز باشند.
آنگه حقتعالى از ذكر ايشان و ناهموارى گفت [٤]ايشان به رسول بازگشت و با او خطاب كرد بقوله: فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ ،و وجه اتّصال آيت به آيات متقدّم آن است كه:رسول-عليه السّلام- بااينهمه ناراستى و ناهموارى كه ايشان مىكردند بر ايشان رحيم و مشفق و مهربان و ليّن بود،حقتعالى گفت:اين خوى خوش تو بر جفات غلاظ اجلاف همه نه از تو است،از رحمت خداست.
فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ ،به رحمتى از خداى بر ايشان ليّن شدى،و«ما» صله است و زياده،نه زيادتى كه بىمعنى باشد،در او معنيى [٥]هست،و آن آن است كه اصل«ما»كه حرف بود نفى را باشد،اين جا نيز كه زياده آوردند شمّهاى از نفى با او ماند تا معنى [٦]چنين آمد كه:فبرحمة من اللّه لنت لهم لا بغيرها،و مثله قوله تعالى: فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِيثٰاقَهُمْ [٧]،و آن«ما»نيز«كافّه»باشد در«انّما»و اخوات او هم اين حكم دارد در لفظ،اثر او اين باشد كه حروف عوامل را از عمل منع كند براى آن«كافّه»خوانند [٨]،و در معنى اين فايده بدهد كه:ينفي ما سوى ذلك،چنان
[١] .آج:قال آخر.
[٢] .آج:ليست،مر:لسنا.
[٣] .وز+و.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:گفتن.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:معنى.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر:بمعنى.
[٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٥٥،سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٣.
[٨] .وز،آج،لب،فق،مر+او را.