روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٨ - ترجمه
بود گفت:مكنيد [١]و فرمان رسول رها مكنيد [٢].ايشان گفتند:رسول اين آنوقت گفت كه كار بخلاف اين بود،اكنون چون ايشان به هزيمت شدند-چنان كه در قصّه برفت-اين گفتاگوى [٣]كه با عبد اللّه جبير كردند منازعت آن بود. وَ عَصَيْتُمْ ،و عاصى شدى [٤]در فرمان رسول-عليه السّلام-كه شما را فرمود كه از اين جا مفارقت مكنيد،و اگر بينى [٥]كه ما را بكشند از آخر ما،و اگر بينى [٦]كه ما غنيمت مىگيريم،فرمان نبردند و عصيان كردند [٧]. مِنْ بَعْدِ مٰا أَرٰاكُمْ مٰا تُحِبُّونَ ،پس آنكه خداى آنچه محبوب و مراد شما بود و [٨]با شما نمود،يعنى از فتح و ظفر و نصرت شما به باد صبا تا در سير مىآيد كه:تا ايشان بر جاى بودند باد صبا مىجست و خاك بر روى مشركان مىزد.چون شعب رها كردند باد صبا دبور گشت،و روى بر ايشان نهاد و ايشان مدهوش شدند و نمىدانستند كه حال چگونه است،و بر عميا يكدگر [٩]مىزدند و مىكشتند،آنگه حقتعالى گفت:اين براى آن بود كه شما دو گروه بودى [١٠]،يكى دنيا جوى و يكى آخرت خواه.بعضى به كارزار كه حاضر آمدى [١١]براى غنيمت حاضر آمدى [١٢]و طالب دنيا بودى [١٣]،و بعضى براى نصرت دين خداى و طالب آخرت و بهشت.
ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ ،أى بالهزيمة،پس شما را از ايشان برگردانيد.و در اضافه [١٤]صرف ايشان از مشركان با خداى تعالى با آنكه معصيت است،دو قول گفتند:يكى [آنكه ] [١٥]شما از ايشان بازگشتى [١٦]به حكم و فرمان خداى،كه خداى تعالى ثبات صد مسلمان در پيش دويست كافر واجب كرد،فامّا چون ناقص شدند از اين عدد،يا
[٢] [١] .دب،آج،لب،فق:مكنى/مكنيد.
[٣] .آج،لب،مر:گفتگوى.
[٤] .مر:شديد.
[٦] [٥] .مر:بينيد.
[٧] .آج،لب،فق:فرمان نبرديد و عصيان كرديد.
[٨] .آج،لب،فق:ندارد،مر:آن آخر با شما نمود.
[٩] .مر:بر يكديگر.
[١٠] .مر:شديد،چاپ شعرانى(٢١٦/٣)+ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيٰا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ .
[١٢] [١١] .مر:آمديد.
[١٣] .مر:بوديد.
[١٤] .آج،لب:اضافۀ.
[١٥] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٦] .مر:بازگشتيد.