روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
اغلب مفاعله از ميان دو كس باشد،و تكرار براى آن است كه فايده مختلف است.و عطا و قرظىّ گفتند:مصابره كنيد [١]بر وعدههاى خداى،يعنى بر انتظار وعدۀ خداى.
وَ رٰابِطُوا ،و خويشتن [٢]موقوف كنيد [٣]بر جهاد مشركان بهمنزلۀ [٤]چهار پاى بازبسته [٥].و اصل«مرابطه»آن بود كه ايشان در برابر اينان اسپان [٦]ببندند و اينان در برابر ايشان.پس كنايت شد از ملازمت كارزار و آنكس كه او مقام كند در بعضى ثغور براى اخافه كافران،قال اللّه تعالى وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ [٧].
ابو حامد الخارزنجيّ گفت:«مرابطه»سلاح بر بستن مبارزان بود در كارزار،و أصله من الرّبط،و هو الشّدّ.و از اين جا رسن [٨]كه اسپ را به او ببندند رباط گويند،و فلان رابط الجأش،أى قوىّ القلب،قال لبيد [٩]:
رابط الجأش على كلّ وجل-
ابو عبيده گفت: رٰابِطُوا ،مداومت و ثبات كنى [١٠].راوى خبر گويد-سمط بن عبد اللّه البجلىّ-كه:سلمان پارسى-رحمة اللّه عليه-در لشكرى بود،ايشان را شدّتى و ضيقى برسيد.سلمان گفت:من حديث كنم شما را به حديثى كه از رسول -عليه السّلام-شنيدم.رسول-عليه السّلام-گفت:هركه او مرابطه كند يك شبانروز در سبيل خداى،هم چنان بود كه يك ماه روزه داشته و نماز كرده كه روزه بازنگشايد و از نماز بر نگردد [١١]الّا براى حاجتى،و هركه را در سبيل خداى وفات رسد [١٢]، خداى تعالى مزد او مىراند [١٣]تا آنگه كه از ميان اهل بهشت و دوزخ حكم بكند.
جابر عبد اللّه انصارى گفت از رسول-عليه السّلام-كه:هركه او يك روز مرابطه كند در سبيل خداى تعالى،از ميان او و دوزخ هفت خندق پديد آرد،فراخى هر
[١] .دب:مصابرت كنيد،آج،لب،فق:مصابرت كنى.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مر+را.
[٣] .آج،لب،فق:كنى/كنيد.
[٤] .آج،لب،فق:به منزلت.
[٥] .آج،لب،فق:بار بسته.
[٦] .اساس،وز:اسباب،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٦٠.
[٨] .تب:رسنى.
[٩] .تب+شعر.
[١٠] .مر،تب:كنيد.
[١١] .دب،آج،لب،فق:از نماز نگردد.
[١٢] .دب،مر+يعنى در جهاد.
[١٣] .دب،مر:مزد جهاد به او مىرساند،آج:مزد او را مىراند،لب:مراد او را مىداند،فق:مر او را مىراند.