روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
و قال كعب بن مالك في ذلك:
لقد طارت شعاعا كلّ وجه
خفارة ما أجار أبو براء
بني امّ البنين أ ما سمعتم
دعاء المستغيث مع المساء
و تنويه الصّريخ بكى [١]و لكن
عرفتم انّه صدق اللّقاء
چون [٢]ابيات به ربيعة بن أبي البراء رسيد،اسپ بر نشست و نيزه بر گرفت و به راه عامر بن الطّفيل رفت و او را نيزه بزد و از اسپ بيفگند و بكشت،چون بيفتاد گفت:اين عمل ابو براء است،اگر من بميرم خون من از او طلب كنيد [٣]و بازمفروشيد [٤]مرا،و اگر بزيم راى خود بينم.
اسحاق بن ابي طلحه گفت از أنس بن مالك [٥]كه او گفت:خداى [٦]در باب شهيدان بئر معونه قرآن بفرستاد [٧]،و هو:بلغوا قومنا عنا انه قد لقينا ربنا فرضى عنا و رضينا عنه،آنگه تلاوتش منسوخ شد بس آنكه ما مدّتى مىخوانديم،و خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ -الآية.
بعضى دگر گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه چون اولياى آن كشتگان را نعمتى و سرورى رسيدى،ايشان را ياد كردندى و گفتندى:نحن في نعمة و سرور و آباؤنا و أبناؤنا و اخواننا فى القبور،ما در نعمت و سروريم و پدران و فرزندان و برادران ما در گوراند،از آن تحسّر خوردندى [٨]،خداى تعالى اين آيت فرستاد،و بازنمود كه:
حال ايشان بهتر از حال شماست،گمان مبر [٩]كه آنان را كه در سبيل من بكشتند مردگانند،بل زندگانند به نزديك خداى.و«حسب»به دو مفعول متعدّى باشد هميشه،«الّذين قتلوا»مفعول اوّل است،و«امواتا»مفعول دوم.مراد به«سبيل خداى»جهاد است بلا خلاف. بَلْ أَحْيٰاءٌ ،رفع بر خبر مبتداى محذوف است،
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٤٧/٣):بلى،نيز چنين است مجمع البيان(٥٣٦/١)
[٢] .مر+اين.
[٣] .دب،آج،لب،فق:طلب كنى/طلب كنيد.
[٤] .دب،آج،لب،فق:بازمفروشى/بازمفروشيد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر+شنيدم.
[٦] .مر:خداى تعالى.
[٧] .مر:آيت فرستاد.
[٨] .دب،آج،لب:تحسّر خوردن،فق:تحسّر خوردند.
[٩] .مر:گمان مبريد.