روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
نبوّت او [١]بودى. وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ،اگر به خداى ايمان آريد [٢]و از او بترسى [٣]و از معاصى او اجتناب كنى [٤]،شما را مزدى عظيم باشد.
قوله تعالى: وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ [٥]الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ،اختلاف قرّاء در«تحسبنّ [٦]»چنان كه اوّل گفتيم«تا»خطاب است با رسول-عليه السّلام-و «يا»اسناد فعل باشد با بخيلان بر قرائت آنان كه«يا»خوانند،تقدير اين است كه:و لا يحسبنّ الباخلون بخلهم خيرا [٧]لهم،و بخل كه مفعول اوّل است [٨]بيفگند براى آنكه اكتفا كرد به ذكر«يبخلون»از او،چنان كه گويى:قدم زيد فسررت به أى بقدومه،و قال الشّاعر [٩]:
اذا نهى السّفيه جرى اليه
و خالف و السّفيه الى خلاف
أى جرى الى السّفه،و«هو»عماد باشد،چنان كه گفت: اَللّٰهُمَّ إِنْ كٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ [١٠]...، و قوله: وَ يَرَى [١١]الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ [١٢]...،و بر قرائت حمزه كه به«تا»خواند،«الّذين يبخلون»مفعول اوّل باشد و«بخلهم»كه محذوف است بدل او بود،بدل اشتمال و«خيرا لهم»مفعول دوم باشد.حقتعالى گفت:گمان مبر بخيلان را كه بخل ايشان به آنچه خداى داد ايشان را ايشان را بهتر است،بل ايشان را بتر است كه حساب و وبال جمع آن [١٣]بر ايشان بود و نفعش ديگران را،چنان كه اميرالمؤمنين على [١٤]گفت:
بشّر مال البخيل بحادث او [١٥]وارث، بشارت ده مال بخيل را به حادثه يا وارثى،و هم او گفت-
[١] .دب،آج،لب،فق:آن.
[٢] .دب،آج،لب،فق:آرى/آريد.
[٣] .مر،تب:بترسيد.
[٤] .مر،تب:كنيد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:و لا تحسبنّ،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .ضبط كلمه بههمينصورت در اين آيه مورد نظر مفسّر بوده است،و نه يحسبنّ.
[٧] .اساس،مر:خير،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:اوست.
[٩] .تب+شعر.
[١٠] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٢.
[١١] .اساس و همۀ نسخه بدلها:و ترى،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[١٢] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ٦.
[١٣] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:ندارد.
[١٤] .تب،مر+عليه السّلام.
[١٥] .مر:أم.