روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
-عليه السّلام-بر جاى ايشان شد،فهذا معنى قوله: وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ .
و بعضى دگر گفتند:معنى آيت آن است [١]:و لا تهنوا لما نالكم [٢]من الهزيمة و لا تحزنوا لما [٣]فاتكم من الغنيمة وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ بقضاء اللّه و وعده، ضعيفدل مشويد [٤]به اين هزيمت كه به شما رسيد و دلتنگ مشويد [٥]به اين غنيمت كه از شما فوت شد،و شما غالبتر باشيد [٦]اگر به قضا و وعدۀ خداى ايمان داريد [٧].
قوله: إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ ،راشد بن سعيد [٨]گفت:سبب نزول آيت آن بود كه چون رسول-عليه السّلام-از احد بازآمد،و صحابۀ او جماعتى كشته و جماعتى مجروح،و آن زنان و كودكان نوحه مىكردند-رسول-عليه السّلام-دلتنگ شد و گفت:بار خدايا با رسول تو چنين كنند!خداى تعالى اين آيت فرستاد[٢٦٥-ر]: إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ ،اگر شما را جراحتى رسيد روز احد،ايشان را نيز جراحت رسيد روز بدر.حمزه و عاصم و كسائى و خلف خواندند:«قرح»بضمّ القاف،و باقى قرّاء بفتح القاف،و در شاذّ محمّد بن السّميقع خواند:«قرح»[بفتحهما.بعضى اهل لغت گفتند:«قرح»و«قرح»دو لغت است مثل:جهد و جهد،و وجد و وجد.بعضى دگر گفتند:«قرح] [٩]به فتح«قاف»جراحات بود،يكى را قرحه خوانند.و«قرح»به ضمّ «قاف»الم جراحت بود.
وَ تِلْكَ الْأَيّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَيْنَ النّٰاسِ ،اين روزگار مىگردانيم از ميان مردمان، روزى ايشان را بود و روزى بر ايشان.روزى چون روز بدر باشد كه از مشركان هفتاد را بكشند و هفتاد را اسير كنند به يك روايت،و روزى روز احد باشد كه هفتاد و پنج مرد مهاجر و انصار را بكشند.
أنس مالك روايت كند كه:روز احد اميرالمؤمنين على [١٠]با پيش رسول آمد و
[١] .دب،آج،لب،فق،مر+كه.
[٢] .آج،لب،فق:آتيكم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بما.
[٥] [٤] .دب،آج،لب،فق:مشوى/مشويد.
[٦] .دب،آج،لب،فق:باشى/باشيد.
[٧] .دب،آج،لب،فق:ايمان دارى/ايمان داريد.
[٨] .كذا:در اساس و وز،ديگر نسخه بدلها:راشد بن سعد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .دب+عليه السّلام.