روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٨ - ترجمه
بنويسند،چنان كه گفت: وَ إِنّٰا لَهُ كٰاتِبُونَ [١].
حمزه خواند:«سيكتب»به«يا»ى مضموم و«تا»ى مفتوح على الفعل المجهول،و باقى قرّاء به«نون».وجه قرائت حمزه آن است كه اگرچه فعل بر بناى مجهول است،اسناد فعل با خداى تعالى باشد.و در شاذّ أعمش و أعرج به قرائت حمزه خواندند:«و قتلهم الأنبياء»،خواند به رفع«لام»،و نيز خواند:«و يقول»به «يا» [٢]و در مصحف عبد اللّه مسعود چنين است كه:«و يقال لهم»،و بر قرائت حمزه «ما»،در محلّ رفع باشد،معطوف [٣]براى اين [٤]مرفوع باشد،و [٥]قرائت قرّاء ديگر محلّ «ما»نصب باشد [٦]،و«قتل» [٧]بر او معطوف،و نيز كشتن ايشان پيغمبران [٨]را به ناحق، و هركجا قتل انبيا گفت،«بغير الحق» [٩]با آن ضمّ كرد تا بدانند كه قتل انبيا نبود هرگز جز به ناحق. وَ نَقُولُ ذُوقُوا ،و گوييم ايشان را كه بچشى عذاب.«حريق»، «فعيل»باشد به معنى«مفعل» [١٠]،چون«اليم» [١١]به معنى«مؤلم»و«سميع»به معنى«مسمع».
ذٰلِكَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ لَيْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ ،خداى تعالى علّت استحقاق ايشان عقاب را بگفت.«ذلك»اشارت است به آنكه رفت [١٢]از ذكر عذاب،و«با»مجازات راست،چنان كه برفت [١٣]دگر جاى.و تخصيص ذكر دست اين جا براى آن است كه حظّ بيشتر در فعل و تولّاى آن دست را بود،و اگرچه اضافه
[١] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٩٤.
[٢] .اساس:خواند و به يا يقول،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٢/٣):و قتل معطوف.
[٤] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٢/٣):بر او و اين.
[٥] .دب،آج،لب،فق:وبر،مر،تب:و در.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر+بر مفعول به.
[٧] .اساس و همۀ نسخه بدلها:قيل،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٧٢/٣)تصحيح شد.
[٨] .وز،دب،تب:پيغامبران.
[٩] .كه در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٢/٣):بغير حقّ.
[١٠] .اساس:مفعول،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .اساس و وز:الم،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .دب،آج،لب،فق،مر،تب:برفت.
[١٣] .اساس:گفت،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.