روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
آرند.آنگه حقتعالى گويد:بروى [١]هركس را كه وزن دينارى ايمان در دل او بوده است او را [٢]بيارى [٣].آنگه گويد:آن را كه وزن[نيم] [٤]دينار بوده است او را به در آرى [٥]تا به آنجا رساند كه گويد:هركس را كه مثقال ذرّهاى ايمان در دل او بوده است او را از دوزخ بيارى [٦].
آنگه ابو سعيد خدرىّ گفت:هركس كه اين راست ندارد و اين را تصديق نكند،گو اين آيت بخوان كه: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَظْلِمُ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضٰاعِفْهٰا وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ،و اين بر سبيل توسّع و مبالغه باشد هم در آيت هم در خبر،چه وزن مثقال نه در ايمان و نه در ظلم بر حقيقت نبود كه آن هر دو عرض است،و ثقل در اجسام باشد،گويند:بار خدايا!ما برفتيم و هركه را شناختيم از دوزخ بيرون آورديم و كس نماند آنجا كه در او خيرى بوده است [٧].
حقتعالى گويد:پيغامبران شفاعت كردند و فرشتگان شفاعت كردند و مؤمنان شفاعت كردند [٨]و شفاعت ايشان برسيد،و رحمت من كه أرحمالرّاحمينام بماند، آنگه بفرمايد تا يكدو قبضه از آتش دوزخ برگيرند در آنجا جماعتى باشند كه:
قد احترقوا حتى صاروا حمما [٩]، سوخته شده باشند تا فحم گشته باشند،بفرمايد تا ايشان را بيرون آرند و ايشان را به آبى آرند كه آن را ماءالحيات [١٠]گويند،آن آب بر ايشان ريزند ايشان برويند چنان كه دانه در سنبل،از پوست بيرون آيند چنان كه دانۀ مرواريد،بر روى ايشان نوشته كه:عتقاء اللّه،آزادكردگان خداى.
آنگه بفرمايد تا ايشان را به بهشت برند،و گويند هرچه شما را آرزو و تمنّاست شما راست،گويند:بار خدايا!با كس اين كرامت نكردى كه با ما،حقتعالى گويد:شما را بر من از اين بهتر است،گويند:بار خدايا!بهتر از اين چه باشد؟ گويد:رضاى من،رضايى كه پس از آن خشم نگيرم بر شما هرگز.
[١] .فق،مر:برويد.
[٢] .وز،آج،لب+از دوزخ.
[٦] [٣] .آج،لب،فق،مر:بياريد.
[٤] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٥] .آج،لب،فق،مر:آريد.
[٧] .وز،آج:بودست.
[٨] .اساس:كرديم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مر:فحما.
[١٠] .آج،مر:مادّة الحياة.