روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٦ - ترجمه
كه:لمس نقض طهارت كند خلاف كردند [١]كه اگر حائلى باشد و دست مرد به اندام زن در جامه باشد،مذهب جمهور فقها آن است كه نقض نكند،و مالك اعتبار كرد گفت:اگر حائلى رقيق باشد نقض كند،و اگر كثيف باشد نكند،و ليث [٢]و ربيعه گفتند:نقض كند على كلّ حال اگر رقيق باشد اگر كثيف.
امّا آنكه ملموس را طهارت تباه شود يا نه شافعى را در او دو قول است. فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً ،آب نيابى، فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ،بدان كه تيمّم از خصايص اين امّت است كه خداى تعالى اين امّت را به آن تخصيص كرد.حذيفة اليمان روايت كرد كه رسول-صلّى اللّه عليه و آله گفت:
فضلنا على النّاس بثلاث، ما را به سه چيز تفضيل دادند بر ديگران:زمين جمله به مسجد ما كردند و خاكش به طهور ما،تا چون آب نيابيم تيمّم كنيم،و صفهاى مادر نماز چون صف فرشتگان كردند.
امّا ابتداى تيمّم در اخبار آمده است كه:بعضى زنان رسول [٣]در بعضى سفرها با رسول بودند،عقدى داشت عاريت از كسى خواسته گم شد،چندان كه طلب كردند نيافتند.رسول-عليه السّلام-و صحابه آن شب آنجا بازماندند و در آن منزل آب نبود و آبى كه داشتند برسيد [٤]و بن [٥]در آمد و مردم چون رنجورى شدند.جبرئيل -عليه السّلام-آمد به وقت نماز و آبها هيچ نمانده بود،و آيت تيمّم آورد.رسول -عليه السّلام-تيمّم كرد و اصحابان [٦]و نماز كردند،چون اشتران را برانگيختند تا بار كنند عقد [٧]در زير شتر بود.و از شرايط اباحت تيمّم و جواز او آن است كه آب نيابد با آنكه طلب كند در رحل خود،و از چهار جانب مقدار يكدو تير پرتاب [٨]و اين مذهب ماست و شافعى و بيشتر فقهاء،و ابو حنيفه گفت:طلب آب شرط نيست در جواز تيمّم،بل طلب كردن آب مستحب است و دليل بر وجوب طلب آب،قوله تعالى:
[١] .اساس+و در فقها محمد حسن و يك روايت از سفيان ثورى و،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٢] .اساس+بن،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .آج،لب+عليه السلام.
[٤] .فق،مر:نرسيد.
[٥] .مر:صبح.
[٦] .آج،لب،فق،مر:صحابه.
[٧] .نسخۀ تب،تا بدين جا افتادگى دارد.
[٨] .وز:پرتاف.